ترانه سرا
مدل.جديدترين.مبل.هاي.استيل , دانلود ترانه روسری حامد پهلان , دانلود آلبوم عکس جدید , عکس تخته خواب , عكس مازراتي , عکس های فوتبالیست ها , جدید ترین مدل سرویس خواب نوزاد , تی شرت دخترانه مجلسی , دانلود آهنگ دوست دارم محسن یگانه , مانتوی اسپرت دخترانه
تاريخ : 2017-04-27 | نویسنده : pagerankfa

مديرکل تربيت بدني وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و رييس فدراسيون ملي ورزش هاي دانشگاهي ايران "IFUS" اعلام کرد:‌ فدراسيون جهاني ورزش هاي بين دانشگاهي "IFUIS" اقدامات خلاف قانون انجام مي دهد."مهدي طالب پور" روز دوشنبه با حضور در غرفه ايرنا در شانزدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات و خبرگزاريها به خبرنگار ايرنا افزود: فدراسيون جهاني ورزش هاي بين دانشگاهي با تقليد از نام فدراسيون ملي ورزش هاي دانشگاهي درصدد دادن اعتبار به خود است که اين کار يک اقدام خلاف قانون محسوب مي شود.

 

وي افزود: از طرفي اين فدراسيون با اين روش، بسياري از بازيکنان ملي پوش ايران را به رقابت هاي در سطح پايين در بين چند دانشگاه دعوت مي کند که حضور در آنها اهميت چنداني ندارد و فقط باعث عقب افتادن ليگ هاي رشته هاي مختلف در ايران مي شود.

 

طالب پور خاطر نشان کرد:‌ از طرفي بازيکناني که در اين مسابقات شرکت مي کنند بايد در رده سني 18 تا 28 سال بوده و ملي پوش نباشند، حال آنکه فدراسيون جهاني ورزش هاي بين دانشگاهي در بيشتر موارد از تمامي داشته هاي ورزش ايران در مسابقاتي در چنين سطح استفاده مي کند.

 

وي افزود:‌ تنها فدراسيون قانوني در حوزه دانشجويي فدراسيون ملي ورزش هاي دانشگاهي"IFUS" است و ساير مشتقات ورزش دانشگاهي به دليل عدم داشتن مجوزهاي بين المللي و جهاني مورد تاييد وزارت علوم نيستند.

 

طالب پور اظهار داشت:‌ با اين وجود ما به ساير فعاليت ها به عنوان يک فرصت نگاه مي کنيم و معتقديم که بايد از اين شرايط نيز استفاده کرد اما در قالب تيم هاي دانشگاهي و حضور ورزشکاراني دراين سطح بلامانع است.

 

 

 



ادامه مطلب...
تاريخ : 2017-04-09 | نویسنده : pagerankfa

خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت مي‌باشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. خلاقيت عبارت است از « توانايي ديدن چيزها به شيوه هاي جدي، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شيوه اي متفاوت، ابداع چيزهاي جديد، استفاده از چيز هاي نا مربوط و تبديل آن به شكل هاي جديد.» مي توان نتيجه گرفت که خلاقيت برآيند فرآيندهاي ذهني و شخصيتي فرد بوده و به توليدات و آثاري منجر مي شود که نو و بديع بوده، خاصيتي متکامل داشته و با واقعيتها، منطبق بوده و در غايت به سود جامعه بشري هستند.

 

 

خلاقیت

 

خانواده يكي از عوامل بسيار مهم در رشد و پرورش خلاقيت کودکان محسوب مي گردد که نقش مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي كودكان دارد. از آنجا كه كودك حساسترين مراحل رشد خلاقيت را در محيط خانه سپري مي‌كند، محيط مناسب خانوادگي، شيوه و نگرش‌هاي صحيح فرزندپروري در رشد و شكوفايي خلاقيت سهم مهمي ايفا مي‌كند.

 

« كليگان » ( 1971 ) معتقد است براي ظهور خلاقيت راههاي زيادي در شيوه‌هاي فرزندپروري وجود دارد كه مي‌تواند باعث ظهور يا محو خلاقيت شود. نحوه تربيت و استفاده از شيوه‌هاي دموكراتيك يا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شيوه ابراز محبت هر كدام به نوعي در پرورش يا سركوب خلاقيت کودکان مؤثر است.

 

اساساً پرورش عنصر انگيزشي خلاقيت بايد در بستر خانواده صورت گيرد، زيرا مستعدترين محيط براي شکل دهي آن محيط کلامي و نظام تربيتي و رفتاري خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زيادي را در خانواده سپري مي­کنند، بنابراين اين طبيعي است که بيشترين تاثير را نيز از آن بپذيرند. بيان اين نکته از آن روست که بگوييم هر چند مي توان در محيطي غير از خانواده (آموزشگاه يا جايي ديگر) به تقويت عناصر انگيزشي خلاقيت مبادرت ورزيد، اما تاثير اين عوامل به اندازه و اهميت عامل نخستين نيست. پس بهتر است که هدايت­ها و روش­هاي اتخاذ شده محيط دوم يعني «محيط يادگيري» به محيط نخستين يعني خانواده نيز انتقال يابد و در آنجا هم مورد تمرين و تقويت قرار گيرد؛ اين انتقال زمينه­ هاي تثبيت و تحکيم انگيزش خلاقه را بيش از پيش فراهم آورد.

 

کودک خلاق

 

در واقع والدين از طريق درگير شدن در فعاليتهاي خلاق كودك در رشد خلاقيت او سهيم هستند. خانواده ها بايد فرصتهاي لازم را براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند و هرگز آنان را تنبيه و تهديد نكنند.

زمينه رشد خلاقيت در خانه زماني فراهم مي شود كه به كودكانتان آزادي زيادي بدهيد و به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد نماييد.

محيط خانه را به صورتي درآوريد كه در آن فعاليت، بازي و خنده به مقدار زيادي وجود داشته باشد. شما و كودكانتان سعي نمائيد كارها را به روش هاي جديد و جالب انجام دهيد. با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازيهاي دلخواه او، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كنيد. خيالپردازيهاي كودكان را سرزنش نكنيد زيرا خلاقيت او را محدود مي سازيد.

 


تحقيقات نشان مي دهد كه والدين كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگي بيشتري نشان مي دهند، كودكان خود را آنگونه كه هستند قبول دارند و آنها را به كنجكاوي درباره اشياء و امور تشويق مي كنند و كودكان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد مي گذارند و كارها و برنامه هاي آنان را تحت نظر دارند و پي گيري مي كنند. شايسته است والدين تا آنجا كه امكان دارد كودكان خود را مستقل بار آورده و در ايجاد اعتماد به نفس، آنان را ياري كنند و دستاوردهاي آنان را با آغوش باز پذيرا شوند و هنگام شكست، به جاي سرزنش، راهنما و راهگشاي مشكلات كودكان خود باشند، تا كودكان بتوانند ضمن احساس ارزشمندي در انجام كارها، راه حل ها و عقايد غير معمول و دور از ذهن را نيز بيازمايند، چراكه چنين كارهايي پايه و مايه اصلي خلاقيت است.

 

خلاقیت کودکان

 

اغلب اوقات اگر كمي وقت و حوصله كنيم متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم. بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان ، تماشاي آنها به هنگام بازي است. خلاقيت عامل مهم بازي است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال با مواد و اسباب بازيهايش سرگرم بازي است تماشا كنيد. كودكان خلاق اغلب براي هر يك از وسايل بازي خود موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه از وسيله اي به سراغ وسيله ديگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده مي نمايند.

 

كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال مختلف و گاه حيرت انگيز استفاده مي كند.ممكن است يك جعبه خالي براي كودك خلاق ارزشي به مراتب بيش از بهترين و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد. کودکان خلاق مي توانند با توجه به موقعيت و مکان خاص بازي را تغيير دهند، بازيهاي جديد ابداع کنند، مقررات خاصي وضع کنند، رهبري بازي را در دست گرفته و با سازمان بندي منسجم په به صورت فردي و چه به صورت گروهي بازي کنند.

 

بازي اين گونه افراد از تنوع و گوناگوني آکنده بوده و مي توانند با توجه به علايق خود و بازي کنان هدفهاي بازي را اعمال کنند. در مقابل کودکاني که از خلاقيت بي بهره بوده و يا خلاقيت کمي دارند در بازي ها نقش پيرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعايت کامل مقررات بازي مي دانند، تخطي از قوانين را جايز نشمرده و بازي را بيشتر به عنوان وظيفه و کار تلقي مي کنند تا وسيله اي براي رشد، بنابراين سهم آنها از لذت بازي کمتر از کودکان خلاق است.

 

 

ويژگيهاي کودکان خلاق:


1. كودكان خلاق اغلب با آب و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا و به تفضيل سخن گفتن مي تواند نشانه قدرت خيال و تصور زياد باشد.

 

2. دقت و توجه شديد در گوش دادن، مشاهده كردن يا انجام دادن كاري دارند.

 

3. شور و نشاط و مشغوليتهاي شديد جسماني دارند.

کودکان خلاق

 

4. در صحبتهاي خود از قياس استفاده مي کنند.

 

5. عادت به وارسي منابع مختلف دارند.

 

6. با دقت به اشيا و پيرامون خود مي نگرند.

 

7. اشتياق به صحبت کردن درباره كشفيات با ديگران دارند.

 

8. توانايي ابداع بازيهاي جديد و تغيير در بازيها دارند.

 

9. کنجکاوي زيادي براي سردرآوردن از امور دارند.

 

10. در گفتار خود جسارت زيادي دارند.

 

11. سئوالات عجيبي طرح مي نمايند.

 

انگيزه و خلاقيت كودک در محيط خانواده زماني از بين مي رود كه :


1. تاكيد بيش از حد والدين بر هوش و حافظه كودک

 

بازی کودک

2. ايجاد رقابت ميان كودكان

 

3. تاكيد افراطي بر جنسيت كودک]

 

4. قرار دادن قوانين خشك و دست و پا گير در منزل

 

5. عدم آشنايي والدين با مفهوم واقعي خلاقيت

 

6. انتقاد مكرر از رفتارهاي كودک

 

7. بيهوده شمردن تخيلات كودک

 

8. عدم شناسايي علائق دروني كودک

 

9. عدم وجود حس شوخ طبعي در محيط منزل

 

10. تحميل نقش بزرگسال به كودک

 

 

براي افزايش خلاقيت كودكان بايد:


1. هرگز کودک را تحقير نکنيم. کودکي که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقيّت نمي‌زند.

 

.2 محيطي مناسب براي انجام كارهاي خلاق آنها فراهم نماييد.

 

3. امكانات و وسايلي در اختيار آنها قرار دهيد تا به كمك آنها خلاقيت هاي خود را ابراز نمايند. به عنوان مثال وسايل موسيقي، نقاشي و طراحي و ...

 

4. كارهاي خلاق كودكان را تشويق كنيد و آنها را در معرض نمايش قرار داده و از ارزيابي بيش از حد آنان خودداري كنيد.

 

5. به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازيد و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.

 

6. به شيوه هاي آموزشي در خانواده خود توجه داشته باشيد.

 

7. براي كارهاي خلاق ديگران ارزش قائل شويد.

 

8. از تأكيد بر تصورات قالبي در خصوص جنسيت كودكان شديداً خودداري نماييد. ( به عنوان مثال دختر ماشين بازي نمي كند، پسر عروسك بازي نمي كند يا پسر گريه نمي كند.)

 

9. امكان شركت در فعاليت ها و كلاسهاي ويژه را براي آنان فراهم نماييد.

 

10. اگر مشكلات يا گرفتاريهاي در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شيوه مثبتي استفاده كنيد و با تشويق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهيد.

 

11. توجه داشته باشييد كه استعداد فقط سهم كوچكي از خلاقيت است و تمرين و نظم بخشيدن به آن از اهميت بيشتري بر خوردار است.

 

12. اجازه بدهيد كودك خودش باشد حتي اگر رفتارهاي عجيب از او سر بزند و سعي كنيد در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفي نكنيد؛ در غير اين صورت اطرافيان انتظارات بيش از حدي از كودك شما خواهند داشت.

 

13. با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشيد.

 

 

 



ادامه مطلب...
تاريخ : 2017-04-04 | نویسنده : pagerankfa

بادمجان
پیاز
بروکلی
چغندر
خربزه
سیب زمینی
شلغم
کاهو
کدو
کلم
هندوانه
هویج
کدوحلوایی
خیار
سیر
گوجه فرنگی


ادامه مطلب...
تاريخ : 2017-04-01 | نویسنده : pagerankfa

ترجمه فارسی نهج البلاغه وصف پيامبر و بيان دلاوري
ره‏آورد اسلام
ستايش خداوندي را سزاست که راه اسلام را گشود، و راه نوشيدن آب زلالش را بر تشنگان آسان فرمود، ستونهاي اسلام را در برابر ستيزه‏جويان استوار نمود، و آن را پناهگاه امني براي پناه‏برندگان، و مايه آرامش براي واردشوندگان قرار داد اسلام، حجت و برهان براي گويندگان، و گواه روشن براي دفاع‏کنندگان، و نور هدايتگر براي روشني‏خواهان، و مايه آرامش براي واردشوندگان قرار داد اسلام، حجت و برهان براي گويندگان، و گواه روشن براي دفاع‏کنندگان، و نور هدايتگر براي روشني‏خواهان، و مايه فهميدن براي خردمندان، و عقل و درک براي تدبيرکنندگان، و نشانه گويا براي جويندگان حق، و روشن‏بيني براي صاحبان عزم و اراده، پندپذيري براي عبرت گيرندگان، عامل نجات و رستگاري براي تصديق‏کنندگان، و آرامش‏دهنده تکيه‏کنندگان، راحت و آسايش توکل‏کنندگان، و سپري نگهدارنده براي استقامت دارندگان است. اسلام روشن‏ترين راهها است، جاده‏هايش درخشان، نشانه‏هاي آن در بلندترين جايگاه، چراغهايش پرفروغ و سوزان، ميدان مسابقه آن پاکيزه براي پاکان، سرانجام مسابقه‏هاي آن روشن و بي‏پايان، مسابقه‏دهندگان آن پيشي‏گيرنده و چابک سوارانند، برنامه اين مسابقه، تصديق کردن به حق، راهنمايان آن، اعمال صالح، پايان آن، مرگ، ميدان مسابقه، دنيا، مرکز گردآمدن مسابقه‏دهندگان، قيامت، و جايزه آن بهشت است.
دعا براي پيامبر (ص)
تا آنکه خداوند با دست پيامبر (ص) شعله‏اي از نور براي طالبان آن برافروخت، و بر سر راه گمشدگان چراغي پرفروغ قرار داد. خداوندا! پيامبر (ص) امين و مورد اطمينان و گواه روز قيامت است، و نعمتي است که برانگيخته و رحمتي است که به حق فرستاده‏اي، خداوندا! بهره فراواني از عدل خود به او اختصاص ده، و از احسان و کرم خود فراوان به او ببخش، خدايا! بناي دين او را از آنچه ديگران برآورده‏اند، عالي‏تر قرار ده. او را بر سر خان کرمت گراميتر دار، و بر شرافت مقام او در نزد خود بيفزا، و وسيله تقرب خويش را به او عنايت فرما، و بلندي مقام و فضيلت او را بي‏مانند گردان، و ما را از ياران او محشور فرما، چنانکه نه زيانکار باشيم و نه پشيمان، نه دور از راه حق باشيم و نه شکننده پيمان، نه گمراه باشيم و نه گمراه‏کننده بندگان، نه فريب هواي نفس خوريم و نه وسوسه شيطان.
ره‏آورد بعثت پيامبر (ص)
مردم! از سر نعمت بعثت پيامبر (ص) و لطف خداوند بزرگ به مقامي رسيده‏ايد که حتي کنيزان شما را گرامي مي‏دارند، و به همسايگان شما محبت مي‏کنند، کساني براي شما احترام قائلند که شما از آنها برتري نداشته و بر آنها حقي نداريد، کساني از شما مي‏ترسند که نه ترس از حکومت شما دارند و نه شما بر آنها حکومتي داريد.
علل سقوط و سير ارتجاعي امت
با آن همه بزرگواري و کرامت، هم اکنون مي‏نگريد که قوانين و پيمانهاي الهي شکسته‏شده اما خشم نمي‏گيريد، در حالي که اگر پيمان پدرانتان نقض مي‏شد ناراحت مي‏شديد، شما مردمي بوديد که دستورات الهي ابتدا به دست شما مي‏رسيد و از شما به ديگران ابلاغ مي‏شد و آثار آن باز به شما برمي‏گشت. اما امروز جايگاه خود را به ستمگران واگذارديد، و زمام امور خود را به دست بيگانگان سپرديد، امور الهي را به آنان تسليم کرديد، آنهايي که به شبهات عمل مي‏کنند، و در شهوات غوطه‏ورند (بني‏اميه) به خدا سوگند! اگر دشمنان شما را در زير ستارگان آسمان بپراکنند، باز خداوند شما را براي انتقام گرفتن از ستمگران گرد مي‏آورد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى شَرَعَ الْإِسْلامَ، فَسَهَّلَ شَرائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ، وَ أَعَزَّ أَرْکانَهُ عَلى مَنْ غالَبَهُ فَجَعَلَهُ أَمْناً لِمَنْ ‏عَلِقَهُ‏، وَ سِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ، وَ بُرْهاناً لِمَنْ تَکَلَّمَ بِهِ، وَ شاهِداً ‏لِمَنْ‏ ‏خاصَمَ‏ ‏بِهِ‏، وَ نُوراً لِمَنِ اسْتَضاءَ بِهِ، وَ فَهْماً لِمَنْ عَقَلَ، وَ لُبّاً لِمَنْ تَدَبَّرَ، وَ ايةً لِمَنْ تَوَسَّمَ، وَ تَبْصِرَةً لِمَنْ عَزَمَ، وَ عِبْرةً لِمَنِ اتَّعَظَ، وَ نَجاةً لِمَنْ صَدَّقَ، وَ ثِقَةً لِمَنْ تَوَکَّلَ، وَ راحَةً لِمَنْ فَوَّضَ وَ ‏جُنَّةً لِمَنْ صَبَرَ فَهُوَ ‏أَبْلَجُ‏ ‏الْمَناهِجِ‏، وَ أَوْضَحُ ‏الْوَلائِجِ‏، ‏مُشْرِفُ‏ ‏الْمَنارِ، مُشْرِقُ ‏الْجَوادِّ، ‏مُضِى‏ءُ ‏الْمَصابِيحِ‏، ‏کَرِيمُ‏ ‏الْمِضْمارِ، رَفِيعُ الْغايَةِ، جامِعُ ‏الْحَلْبَةِ، مُتَنافَسُ ‏السُّبْقَةِ، شَرِيفُ الْفُرْسانِ، التَّصْدِيْقُ مِنْهاجُهُ، وَ الصّالِحاتُ مَنارُهُ، وَ الْمَوْتُ غايَتُهُ، وَ الدُّنْيا مِضْمارُهُ، وَ الْقِيامَةُ حَلْبَتُهُ، وَ الْجَنَّةُ سُبْقَتُهُ.
مِنْها فِى ذِکْرِ النَّبِىِّ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ: حَتّى ‏أَوْرى ‏قَبَساً لِقابِسٍ، وَ أَنارَ عَلَماً ‏لِحابِسٍ‏، فَهُوَ أَمِينُکَ الْمَأْمُونُ، وَ شَهِيدُکَ يَوْمَ الدِّينِ، وَ ‏بَعِيثُکَ‏ نِعْمَةً، وَ رَسُولُکَ بِالْحَقِّ رَحْمَةً أَللَّهُمَّ اقْسِمْ لَهُ ‏مَقْسَماً مَنْ عَدْلِکَ، وَ اجْزِهِ مُضاعَفاتِ الْخَيْرِ مِن فَضْلِکَ ‏اللَّهُمّ‏ ‏أَعْلِ‏ عَلى بِناءِ الْبانِينَ بِناءَهُ، وَ اکْرِمْ لَدَيْکَ ‏نُزُلَهُ‏، وَ شَرِّفْ عِندَکَ مَنزِلَتَهُ، وَ اتِهِ الْوَسِيلَةَ، وَ أَعْطِهِ ‏السَّناءَ وَ الفَضِيلَةَ، وَ احْشُرْنا فِى زُمْرَتِهِ غَيْرَ ‏خَزايا، وَ لا نادِمِينَ، وَ لا ‏ناکِبِينَ‏، وَ لا ‏ناکِثِينَ‏ وَ لا ضالِّينَ، ‏وَ ‏لا ‏مُضِلِّينَ‏، وَ لا مَفْتُونِينَ. قالَ السَّيد الشَريف: وَ قَدْ مَضى هذَا الْکَلامُ فِيما تَقَدَّمَ إِلَّا أَنَّنا کَرَّرْناهُ ههُنا لِما فِى الرَّوايَتَيْنِ مِنَ الْاِخْتِلافِ.
وَ مِنْها فِى خِطابِ أَصْحابِهِ: وَ قَدْ بَلَغْتُمْ مِنْ کَرامَةِ اللَّهِ تَعالى لَکُم مَنزِلَةً تُکْرَمُ بِها إِماؤُکُمْ وَ تُوصَلُ بِها جِيرانُکُمْ، وَ يُعَظِّمُکُمْ مَنْ لا فَضْلَ لَکُمْ عَلَيْهِ، وَ لا يَدَ لَکُمْ عِندَهُ، وَ يَهابُکُمْ مَنْ لا يَخافُ لَکُمْ سَطْوَةً، وَ لا لَکُمْ عَلَيْهِ إِمْرَةٌ وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنقُوضَةً فَلا تَغْضَبُونَ، وَ أَنتُمْ لِنَقْضِ ذِمَمِ آبائِکُمْ تَأْنَفُونَ، وَ کانَتْ أُمُورُ اللَّهِ عَلَيْکُمْ تَرِدُ، وَ عَنکُمْ تَصْدُرُ، وَ إِلَيْکُمْ تَرْجِعُ، فَمَکَّنتُمُ الظَّلَمَةَ مِنْ مَنزِلَتِکُمْ، وَ أَلْقَيْتُمْ إِلَيْهِمْ أَزِمَّتَکُمْ، وَ أَسْلَمْتُمْ اُمُورَ اللَّهِ فِى أَيْدِيهِمْ، ‏يَعْمَلُون‏ ‏بِالشُّبُهاتِ‏، ‏وَ ‏يَسِيرُونَ‏ فِى الشَّهَواتِ، وَ أَيْمُ اللَّهِ لَوْ فَرَّقُوکُمْ تَحْتَ کُلِّ کَوْکَبٍ لَجَمَعَکُمُ اللَّهُ لِشَرِّ يَوْمٍ لَهُمْ.

ادامه مطلب...
تاريخ : 2017-03-30 | نویسنده : pagerankfa

ترجمه فارسی نهج البلاغه خطبه قاصعه
از خطبه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است که بعضي آن را خطبه قاصعه مي‏نامند، و (قصع در لغت به معني نشخوار کردن، گفته‏اند: و تسميه اين خطبه به قاصعه آن است که چون حضرت آن را براي اهل کوفه بيان مي‏فرمود بر شتر ماده‏اي سوار بود که نشخوار مي‏کرد، و گفته‏اند: قصع در لغت به معني تحقير و خوار نمودن نيز آمده، پس وجه تسميه آن آن است که امام عليه‏السلام در آن شيطان را تحقير و خوار و پست نموده، و وجوه ديگري هم براي تسميه آن گفته‏اند، ولي اقرب وجوه وجه اول و نيکوتر آنها وجه دوم است، و) آن متضمن مذمت و سرزنش شيطان است- لعنت خدا بر او باد به جهت تکبر و سرکشي او، و سجده نکردنش بر آدم عليه‏السلام- و اينکه او نخستين کسي بود پافشاري کرده نپذيرفتن حق را آشکار ساخت، و نخوت و خودخواهي را پيروي نمود، و (نيز) متضمن ترساندن مردم است از متابعت طريقه و روش او (و اين خطبه درازترين خطبه‏هاي نهج‏البلاغه است): سپاس سزاوار خداوندي است که پوشيد (جامه) توانگري و بزرگواري را (توانگري و بزرگواري مخصوص او است که هيچ چيز او را ناتوان نمي‏گرداند و به حقيقت او نمي‏رسد) و اين دو صفت را به خود اختصاص داده نه براي آفريدگانش (به اين دو صفت منفرد و يگانه است، زيرا غير او ذاتا زبون و زيردست و در همه چيز نياز به غير دارند) و آنها را بر غير خود ممنوع و حرام گردانيد (پس کسي را نمي‏رسد که آنها را ادعا نمايد و اگر ادعا نمود مسئول و معاقب است) و آنها را براي جلال خويش برگزيد، و لعنت (دوري از رحمتش) را قرار داد براي هر که از بندگانش در اين دو صفت با او منازعه نمايد (به توانگري و بزرگواري کردن برافرازد، چنانکه در قرآن کريم س 39 ي 60 مي‏فرمايد: و يوم القيمه‏تري الذين کذبوا علي الله وجوههم مسوده، اليس في جهنم مثوي للمتکبرين يعني آنان را که بر خدا دروغ بستند و زير بار فرمان او نرفتند روز رستخير روهايشان را سياه مي‏بيني، آيا در دوزخ بهائي براي تکبرکنندگان و گردنکشان نيست؟ و در س 16 ي 29 مي‏فرمايد: فادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها فلبئس مثوي المتکبرين يعني داخل درها (درکات و گوديها)ي دوزخ شويد در حاليکه در آن جاويد مي‏نمايد، و بد است جاي گردنکشان) پس به سبب اختصاص اين دو صفت به خود فرشتگان را که مقرب درگاه او بودند آزمايش نمود تا فروتنان ايشان را از گردنکشان (شيطان که از جن بود و در بين آنها به سجده به آدم مامور شد) ممتاز و جدا سازد (با آنان معامله آزمايش کنندگان نمود تا بدانند که هر که از فرمان الهي پيروي کند رستگار و هر که مخالفت ورزد به عذاب گرفتار شود، نه آنکه خواسته امتحان نمايد تا دانا گردد که امتحان به اين معني درباره او محال است، چنانکه در شرح خطبه شصت و دوم اشاره شد) پس (از اين جهت امام عليه‏السلام مي‏فرمايد:) با اينکه به نهاينهاي دلها و پنهانيهاي پوشيده از نظرها دانا بود (در قرآن کريم س 38 ي 71) فرمود: اني خالق بشرا من طين (ي 72) فاذا سويته و نفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين (ي 73) فسجد الملائکه کلهم اجمعون (ي 74) الا ابليس يعني من آدم را از گل خلق خواهم نمود، پس وقتي که او را بيافريديم و جان دادمش به رو در افتاده او را سجده کنيد (تعظيم و فروتني نمائيد، و يا او را قبله خويش قرار دهيد، زيرا سجده عبادت و بندگي براي غير خدا جائز نيست) پس همه فرشتگان سجده کردند مگر ابليس (حضرت رضا عليه‏السلام فرموده: نام شيطان حادث بوده سمي ابليس لانه ابلس من رحمه الله يعني ابليس ناميده شده به جهت آنکه از رحمت خدا دور گشت. ناگفته نماند که بين علماء و بزرگان اختلاف است که آيا شيطان از جن بوده يا از فرشتگان، و حق آن است که از جن بوده، و اجماع علماء اماميه بر آن است، چنانکه از شيخ مفيد- عليه الرحمه- نقل شده، و روايات متواتره از ائمه هدي- عليهم‏السلام- در اين باب وارد گشته، و قرآن کريم به آن تصريح مي‏فرمايد س 18 ي 50 و اذقلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابليس کان من الجن يعني يادآور هنگامي را که به فرشتگان فرموديم به آدم سجده کنيد، پس همه سجده کردند مگر ابليس که از جن بود، و استثناء دليل بر آن نيست که شيطان از فرشتگان بوده چون جمله کان من الجن صريح است که استثناء در اينجا و سائر مواضع قرآن کريم در اين باب استثناء منقطع است يعني ربط به مستثني منه ندارد، خلاصه آدم را سجده نکرد براي آنکه ) کبر و خودخواهي به او روي آورد، پس به آفرينش خود بر آدم فخر و نازش نمود، و براي اصل خويش (که از آتش آفريده شده بود) عصبيت نموده آشکارا زير بار فرمان حق نرفت (و گفت: او را از گل و مرا از آتش آفريدي من که از او بهترم چرا او را سجده کنم؟) پس دشمن خدا (شيطان) پيشواي متعصبين و پيشرو گردنکشان است که بنيان عصبيت را به جا گذارد، و با خدا در جامه عظمت و بزرگي (که اختصاص به او داشت) نزاع نمود، و لباس عزت و سربلندي (که سزاوار او نبود) پوشيد، و پوشش ذلت و خواري (که شايسته‏اش بود) دور افکند. نمي‏بيني چگونه خداوند او را براي تکبر و سرکشي خرد و کوچک و به سبب بلندپروازي پست نمود؟ پس او را در دنيا (از رحمت خود) رانده شده قرار داد (چنانکه در قرآن کريم س 15 ي 34 مي‏فرمايد: قال فاخرج منها فانک رجيم ي 35 و ان عليک اللعنه الي يوم الدين يعني خداوند فرمود از بهشت بيرون رو که تو رانده شدي، و تا روز رستخيز بر تو لعنت است) و در آخرت براي او آتش برافروخته آماده فرمود (چنانکه در قرآن کريم س 38 ي 85 مي‏فرمايد: لاملئن جهنم منک و ممن تبعک منهم اجمعين يعني دوزخ را از تو و از همه آنان که پيرو تو، هستند از آدميان و جنيان پر خواهم نمود).
و اگر خدا مي‏خواست آدم را بيافريند از نوري که روشني آن ديده‏ها را تيره سازد، و زيبائي آن بر خردها غالب گردد (عقلها در برابر آن حيران و سرگردان شوند) و از چيز خوشبوئيکه بوي خوش آن اشخاص را فرا گيرد، هر آينه مي‏آفريد، و اگر (چنين مي‏آفريد گردنها در برابر آدم فروتن، و آزمايش درباره او بر فرشتگان آسان مي‏شد (بي‏درنگ شيطان به سجده او مي‏شتافت و او را مادون خود تصور نمي‏کرد) وليکن خداوند سبحان آفريدگانش را مي‏آزمايد به بعضي از آنچه اصل و سببش را نمي‏دانند براي امتياز دادن و جدا ساختن آنها (از غيرشان) و براي برطرف کردن تکبر و گردنکشي و دور نمودن خودپسندي از آنان (چنانکه بيشتر احکام شرعيه که عقل به حکمت آن پي نبرده از اين قبيل است). پس از کار خدا درباره شيطان عبرت گيريد که عبادت و بندگي بسيار و منتهي سعي و کوشش او را (بر اثر تکبر و سرکشيش) باطل و تباه ساخت در حالي که خدا را شش هزار سال عبادت کرده بود که معلوم نيست (شما نمي‏دانيد و فهمتان قاصر است که) آيا از سالهاي دنيا است يا از سالهاي آخرت (که هر روز آن معادل پنجاه هزار سال دنيا است، و اين) به جهت کبر و سرکشي يک ساعت (بود که خود را برتر از آدم دانسته به او سجده نکرد) پس چه کس بعد از شيطان با به جا آوردن مانند معصيت او (کبر و سرکشي) از عذاب خدا سالم‏اند؟ حاشا! نخواهد شد که خداوند سبحان انساني را به بهشت داخل نمايد با کاريکه به سبب آن فرشته‏اي (شيطان) را از آن بيرون نمود (تعبير امام عليه‏السلام از شيطان در اينجا به فرشته براي آن است که در آسمان بوده و با فرشتگان آميزش داشته) حکم و فرمان خدا در اهل آسمان (فرشتگان) و اهل زمين (آدميان) يکي است، و بين او و هيچيک از آفريدگانش در روا داشتن آنچه مختص به خود او است (عظمت و بزرگواري) که آن را بر عاليمان حرام کرده و ناروا دانسته رخصتي نيست (احکام خداوند نسبت به همه يکسان است، پس نمي‏توان گفت که بس شيطان بر اثر يک نافرماني رانده درگاه شده، بلکه بايد دانست هر که و هر کجا باشد چون گردن از زير بار تکليغ بيرون آرد از رحمت خدا دور گشته به عذاب گرفتار شود).
پس بندگان خدا، از دشمن خدا (شيطان) بترسيد از اينکه شما را به درد خود (کبر و سرکشي) گرفتار کند (مانند خود متکبر و گردنکش نموده از رحمت خدا دور سازد) و از اينکه به گفته خويش شما را (از راه راست) باز داشته نگران نمايد، و سواران و پيادگان لشگرش (پيروانش) را دور شما گرد آورد، پس به جان خودم سوگند که تير شر (گمراه ساختن) را براي شما به زه کمان نهاده و آن را به طرف شما سخت کشيده، و از نزديک به شما تير انداخته (تا تيرش به خطاء نرود) و (چنانکه در قرآن کريم س 15 ي 39 خداوند از او حکايت مي‏فرمايد) گفت: رب بما اغويتني لازينن لهم في الارض و لاغوينهم اجمعين يعني پروردگار من براي اينکه مرا گمراه کردي (بر اثر ترک سجده آدم) هر آينه گناهان را برابر بني‏آدم در زمين مي‏آرايم (تا از اطاعت باز مانند) و همه آنان را گمراه خواهم نمود. و اين سخن را گفت) در حاليکه (ندانسته) اظهار غيب‏گوئي که از روي گمان نادرست آن را بيان نمود (ولي) فرزندان نخوت و برادران عصبيت و سواران گردنکش و جاهليت و ناداني دعوي او را تصديق کرده راست آوردند (چون اهل دنيا معصيت و نافرماني نموده به درد کبر و خودپسندي که شيطان داشت گرفتار شدند، پس ادعاي او را که از روي ناداني و گمان نادرست بود درست جلوه دادند) تا اينکه سرکش از شما (که از راه راست پا بيرون نهاد) پيرو او گرديد، و (از اين رو) طمع و آز او در (گمراه کردن) شما پا بر جا شد، پس چگونگي پنهان آشکار گشت (آثار وسوسه او در دلهاي شما نمايان شد که بي‏پروا بر خلاف دستور خدا رفتار نمائيد) استيلاء او بر شما قوت يافت، و سپاه خود را بسوي شما نزديک آورد، پس شما را در غارهاي ذلت و خواري افکندند، و در گودالهاي کشتن (تباه ساختن) انداختند، و شما را پايمال کردند با زخم سخت: نيزه زدن در چشمها و بريدن گلوها و کوبيدن سوراخ بيني‏ها و اراده انداختن در قتلگاهاتان و راندنتان با حلقه‏هاي مهار قهر و خشم که در بيني مي‏نهند به سوي آتشي که برايتان آماده شده (خلاصه شيطان و سپاهش خواهشهاي نفس اماره و گناهان را در نظر شما جلوه داده به دام بدبختي درآورده به عذاب سوق مي‏دهند) پس شيطان براي زخم زدن (زيان رساندن) در دين شما بزرگتر و براي آتش افروختن (فتنه و فساد برپا نمودن) در دنياي شما افروزنده‏تر گرديد از دشمنانيکه با ايشان آشکارا دشمني کرده براي (زد و خورد با) آنها گرد مي‏آئيد (و از يکديگر کمک مي‏طلبيد) پس زور و کوشش خود را بر رفع او بگماريد که به خدا سوگند بر ريشه شما (پدرتان آدم) فخر و نازش کرد، و در حسب (قدرت و منزلت) شما نکوهش نمود، و نسب (قرابت و خويشي) شما را کوچک و پست دانست، و سواران خود را براي (گمراه کردن) شما گردآورد، و با پيادگانش راه شما را اراده نمود (تا در گمراهي مانده به راه هدايت و رستگاري پا ننهيد) در هر جا شما را شکار کرده به دام مي‏آورند، و سر انگشتانتان را ميزنند، و به حيله دو سيسه نميتوانيد (از ايشان) سرباز زنيد، و به تصميم و اراده نمي‏توانيد (آنها را) دفع نموده از خود دور نمائيد، در حاليکه شما در انبوه ذلت و خواري و دائره تنگ و عرصه مرگ و جولانگاه بلاء و سختي (دنيا گرفتار) هستيد (و از شر شيطان نرهيد مگر با کشتن نفس اماره و پيروي نکردن از او) پس خاموش کنيد آتش عصبيت و کينه‏هاي زمان جاهليت را که در دلهاي شما پنهان است که اين تکبر و گردنکشي و خودپسندي در مسلمان از افکنده‏هاي شيطان و خودخواهي‏ها و تباه کردنها و وسوسه‏هاي او است، و تصميم گيريد که فروتني را روي سرهاتان نهاده بزرگي و خودپسندي را زير پاهاتان بيفکنيد، و تکبر و گردنکشي را از گردنهاتان دور سازيد، و فروتني را بين خود و دشمنانتان شيطان و لشگرش به جاي لشگر تمام سلاح بکار بريد، زيرا او را در هر امتي لشگرها و ياران و پيادگان و سواران است (که همه با او کمک کرده کبر و نخوت را در نظرتان مي‏آرايند تا شما را در بلاء و هلاکت اندازند، پس شما تواضع و فروتني را لشگر خود قرار داده با ايشان کارزار کنيد) و مانند متکبر گردنکش (قابيل فرزند آدم عليه‏السلام) بر فرزند مادرش (هابيل) نباشيد (تعبير از هابيل به فرزند مادر قابيل با اينکه هر دو از يک پدر و يک مادر بودند براي آن است که مهرباني دو برادر از يک مادر بيشتر است از مهرباني دو برادر که از دو مادر باشند) که بر او تکبر نمود بدون اينکه خداوند در او فزوني قرار داده باشد جز آنکه کبر و بزرگي ناشي از شک به او روي آورد، و از آتش خشم در دل او تعصب افروخته شد، و شيطان باد کبر و سربلندي در بيني او دميد، چنان خودخواهي و گردنکشي که خداوند پس از کبر و سربلندي او را پشيماني داد (بر اثر مردن برادر حيران و سرگردانش نمود، نه بر کشتن او که اگر بر اثر کشتن او پشيمان مي‏شد توبه و بازگشت از گناهي بود که مرتکب شده و معذب نمي‏ماند) و گناه‏کشندگان را تا روز رستخيز همراه او گردانيد (چنانکه در قرآن کريم س 5 ي 31 مي‏فرمايد: فاصبح من النادمين ي 32 من اجل ذلک کتبنا علي بني‏اسرائيل انه من قتل نفسا به غير نفس او فساد في الارض فکانما قتل الناس جميعا يعني چون قابيل هابيل را کشت از جمله پشيمانان گرديد، از اينرو به بني‏اسرائيل دستور داديم که هر که بکشد کسي را بي آنکه او ديگري را کشته يا فسادي در زمين کرده باشد که موجب کشته شدن گردد، پس چنان است که همه مردم را کشته باشد).
آگاه باشيد که شما درستمگري بسيار جهد و کوشش نموديد، و در زمين فساد و تباهکاري کرديد، از روي آشکار کردن دشمني با خدا، و بيرون آمدن براي جنگ با مومنين! (شايد مقصود امام عليه‏السلام در اينجا اشاره به مخالفت امت با آن حضرت بوده بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله، يا رفتار اهل شام و پيروان معاوي با آن بزرگوار) پس از خدا بترسيد، از خدا بترسيد در گردنکشي ناشي از تعصب، و خودپسندي جاهليت، زيرا کبر ايجاد کننده‏هاي دشمني و دميدنگاههاي شيطان است که به آن دميدنها امتهاي گذشته و پيشينيان (مانند قوم نوح و عاد و ثمود و فرعون و نمرود) را فريب داده است (خودخواهي و نخوت را در برابر ايشان جلوه داه پس از روي خودپسندي پيغمبر آن را تکذيب کرده قدم در راه راست ننهادند) تا اينکه در تاريکيهاي ناداني و دامهاي گمراهي او شتافتند در حاليکه در برابر راندن او رام و به کشيدنش آرام (در پيروي از او تسليم) بودند، و شتافتند به سوي کاريکه دلها در آن يکسانند، و پيشينيان بر آن کار از پي يکديگر رفتند، و به طرف خودپسندي و سربلندي که سينه‏ها به سبب آن (از کينه و شک) تنگ گشت. آگاه باشيد و بترسيد، بترسيد از فرمانبري مهتران و بزرگانتان که از شرف و جاه خود (که در بين مردم يافته بودند) گردنکشي کردند، و بالاتر از نسب خويش (خانواده‏اي که در آن بوجود آمده‏اند) سرفرازي نمودند، و چيزيکه (به گمان خودشان) ناپسند و زشت آمد به پروردگارشان نسبت دادند (مثل اينکه به مردي بگويند تو عجم هستي يا عرب يا خراساني مي‏باشي يا طهراني که اين نوع نسبتها به خدا است نه به انسان، زيرا گناهي نيست او را در اينکه عجم يا خراساني گرديده) و آنچه خداوند به ايشان احسان کرده بود انکار کردند براي نبرد کردن با قضاء و قدر او و زد و خورد نمودن با نعمتهايش (آنان را که مقدر بود در دنيا کمتر از آنها بهره‏مند گردند زبون و خوار دانستند و به مستمندان و ناتوانان بر اثر نعمتهائي که خدا به ايشان عطا فرموده تکبر نمودند به اينکه منتهي درجه بي‏انصافي و ناسپاسي است که هر يک از ايشان نصيب کساني را تنها برده و مردم تعظيمش نموده بزرگ و مهتر و پيشوايش نام نهند و او به خود نيامده که براي آزمايش اين نعمتها را خداوند به او اختصاص داده)!! پس اينان پايه‏هاي بناي عصبيت و ستونهاي ارکان فتنه و آشوب و شمشيرهاي افتخار و سرفرازي جاهليت مي‏باشند (همچنانکه عربهاي جاهليت بر اثر تکبر و عصبيت به قبيله و پدران و روساي خود افتخار و سرفرازي مي‏نمودند، و هنگام جنگ آنها را به نام مي‏خواندند، پس آنان به منزله شمشيرهاي جنگ بودند ايشان هم بر اثر تکبر و گردنکشي به منزله شمشيرهاي فتنه و آشوب مي‏باشند) پس از خدا بترسيد، و (با کبر و خودپسندي) براي نعمتهاي او بر شما ناسپاسگزار و از جهت احسان او به شما رشکبر نباشيد (زيرا کفران و ناسپاسي و رشک موجب زوال نعمت است، و وجه تشبيه ايشان به رشکبر آن است که چون رشکبر طالب زوال نعمت از ديگري است ايشان هم بر اثر خودپسندي و گردنکشي که در برابر نعمت خداوند کفران و ناسپاسي است مانند آنستکه بر خودشان رشک ميبرند و زوال فضل و احسان خداوند را مي‏طلبند) و از بدان و ناکسان که آنها را نيکان و مهتران مي‏پنداريد پيروي نکنيد که آنان کساني هستند که شما آب تيره گل‏آلود ايشان را با آب صاف و پاکيزه خود آشاميده و بيماري آنان را با تندرستي خويش مخلوط نموده و باطل و نادرستيشان را در راستي و درستيتان داخل ساختيد (سعادت و نيکبختي و آسايش خود را که در زير سايه لواء دين و ايمان حقيقي به دست آورده بوديد از دست داده بر اثر پيروي از متظاهرين به اسلام به فتنه و آشوب و خونريزي و بدبختي گرفتار و هميشه مضطرب و نگران مي‏باشيد) در حاليکه آنها پايه فسق (خروج از طاعت خدا) و ملازم و همراه معصيت و مخالفت (خدا و رسول و امام) هستند که شيطان آنها را (به جاي) شتران بارکش گمراهي گرفته، و سپاهي که به وسيله ايشان بر مردم مسلط شود، و ترجمه کننده‏هائي که به زبان آنها سخن مي‏گويد، براي اينکه عقلهاي شما را بدزدد و (با گفتار دروغ شما را از ذکر حق و آخرت اغفال نموده باز دارد) و در چشمهاتان داخل گردد (زندگاني دنيا و گناهان را در نظر شما بيارايد تا از نظر در آيات خدا باز مانيد) و در گوشهاتان بدمد (آنقدر سخنان بيهوده و زشت به شما بياموزد که به سخن خدا و رسول گوش فرا ندهيد) و (نتيجه‏اي که از دزديدن عقل و داخل شدن در چشم و دميدن در گوشهاتان ميبرد اين است که) شما را هدف تير (هلاک و تباهي) و جا پاي (ذلت و خواري) و دستگيره (اسير و گرفتار) خود قرار ميدهد، پس (اکنون که فهميديد شيطان به وسيله گردنکشان شما را گمراه مي‏سازد، از آنان پيروي نکرده کبر و خودپسندي را شعار خويش قرار ندهيد، و) از کيفر خدا و حمله و سختيها و عذابهاي او که به گرنشان پيش از شما (نمروديان و فرعونيان و ديگران) رسيده عبرت گيريد، و به جاهائي که چهره‏شان به خاک افکنده شده و پهلوهاشان افتاده (قبرها) پند پذيريد (ببينيد چهره‏هائيکه پرده‏ها جلو آنها مي‏آويختند روي خاک نهاده و پهلوها که بر بستر سنجاب مي‏نهادند بر زمين گسترده‏اند) و از آنچه توليد کبر و سربلندي مي‏نمايد به خدا پناه ببريد چنانکه از حوادث و پيشامدهاي سخت روزگار به او پناه ميبريد (بلکه پناه بردن به خدا از اسباب توليد سزاوارتر است از پناه بردن به او از حوادث روزگار، زيرا کبر باعث الم و درد اخروي است و حوادث روزگار الم دنيوي است، و الم اخروي اهميت دارد که رهائي از آن ممکن نيست).
و اگر خداوند به کسي از بندگانش خودپسندي و سربلندي را رخصت و اذن مي‏داد (براي او جائز مي‏دانست) به پيغمبران و دوستان خود اجازه مي‏داد، وليکن آنها را از خودخواهي و سربلندي منع کرده تواضع و فروتنيشان را پسنديده داشت (بي آنکه کسي را استثناء فرمايد) پس (ايشان هم امتثال امر و فرمان او را به تواضع و فروتني نموده از بسياري خضوع و افتادگي) رخسارهاي خود به زمين نهاده چهره‏شان را به خاک ماليدند، و بالهاي (خدمتگزاري و خوشروئي) خويش را براي مومنين و خداپرستان به زير افکندند (بلندپروازي و سرفرازي نشان ندادند) انبياء و دوستان خدا گروهي بودند ضعيف شمرده شده که (مردم و دنيادوستان آنان را در نظر خود ضعيف و ناتوان مي‏پنداشتند) خداوند آنها را به گرسنگي آزموده به سختي گرفتار و به مواضع خوف و ترس امتحان فرمود، و از ناشايسته‏ها خالص و پاک گردانيد، پس (چون پيغمبران و دوستان خدا در دنيا به اين منوال گذراندند بنابراين) خشنودي و خشم خدا را به دارائي و فرزند داشتن نپندازيد (که دارائي و فرزندان علامت خشنودي و نداشتن آنها دليل خشم او نيست) از روي ناداني به جاهاي امتحان و آزمايش در توانگري و تنگدستي که خداوند سبحان (در قرآن کريم س 23 ي 55) فرموده: ايحسبون انما نمدهم به من مال و بنين (ي 56) نسارع لهم في الخيرات بل لايشعرون يعني آيا گمان مي‏کنند آنچه ما از دارائي و فرزندان به ايشان عطاء مي‏کنيم در نيکوئيهاي ايشان مي‏شتابيم (چنين نيست) بلکه شعور ندارند و نمي‏فهمند (که آنها را به مال و فرزند مي‏آزمائيم و مهلت مي‏دهيم که تا چه اندازه در معصيت و نافرماني افزوده و بر اثر آن به عذاب گرفتار شوند) و خداوند سبحان بندگان خود را که داراي خودپسندي و سربلندي هستند به دوستانش که در نظر آنها ضعيف و زبون مي‏آيند و مي‏آزمايد، و (شاهد بر آن داستان موسي و فرعون است که) موسي ابن عمران با برادرش هارون صلي الله عليهما که همراه او بود بر فرعون وارد شد و در بر آنها جامه‏هاي پشمي در دستشان عصاي چوبي بود، پس با او قرار گذاشتند که اگر اسلام آورد (به يگانگي خدا و رسالت موسي اقرار نمايد) پادشاهيش باقي و عزت و سروريش برجا باشد، فرعون (به پيروان خود) گفت از اين دو نفر به شگفت نمي‏آيد که برجا ماندن سروري و بقاء پادشاهي را با من شرط مي‏نمايند در حاليکه به اين پريشاني و زبوني هستند که مي‏بينيد، پس (آن را توبيخ و سرزنش نموده به مردم گفت اگر اين دو نفر از جانب خدا آمده‏اند) چرا دستبندهاي طلا به دستشان آويخته نشده (چون در آن زمان هر گاه مردي را سيد و مهتر قرار مي‏دادند او را به دستبند و طوق طلا مي‏آراستند، چنانکه شيخ طبرسي رحمه‏الله در مجمع‏البيان فرموده است، خلاصه فرعون اين سخن را گفت) به جهت آنکه طلا و گردآوردن آن را بزرگ دانسته پشم و پوشيدن آن را (که در بر موسي و هارون ديد) پست انگاشت.
و اگر خداوند سبحان مي‏خواست براي پيغمبرانش آنگاه که آنان را برانگيخت، گنجهاي زر و کانهاي طلاي ناب و باغهائيکه همه‏گونه درخت در آن ميکارند قرار دهد، و مرغهاي آسمان و جانوران زمين را با ايشان همراه سازد به جا مي‏آورد، و اگر چنين مي‏کرد آزمايش ساقط مي‏شد، و پاداش نادرست مي‏گرديد، و خبرها (ي آسماني و پيغامهاي الهي) موردي نداشت (زيرا اگر کسي با چنين نعمت و شوکت و توانائي از جانب خداوند به بندگان برانگيخته مي‏شد از حکم او سر نمي‏پيچيدند و با کمال فروتني فرمانش را انجام مي‏دادند، و در اين صورت فرمانبر و پيرو واقعي و گناهکار حقيقي شناخته نمي‏شد، و پاداش و کيفر بکار نمي‏آيد) و براي قبول کنندگان (دعوت و فرمان چنين پيغمبري) مزدهاي آزمايش شدگان لازم نبود (زيرا پيروي از چنين پيغمبري از راه طمع و آز يا خوف و ترس مي‏باشد، نه از راه امتحان تا ثواب و پاداش آزمايش شدگان نصيب گردد) و گرويدگان (به آن پيغمبر) شايسته ثواب نيکوکاران نبودند (زيرا ايمانشان از راه ناعلاجي بود) و نامها با معاني مطابقت نمي‏کرد (زيرا اسلام و ايمان و فروتني از راه آز و ترس اگر چه به اين نامها ناميده مي‏شود وليکن چون حقيقي نيست اسم با معني مطابقت ندارد، پس از اين رو ايشان را با عظمت و شوکت و توانائي برنيانگيخت) ولي خداوند سبحان پيغمبرانش را در اراده و تصميمهاشان قوي و توانا گردانيد، و در آنچه ديده‏ها به حالاتشان مي‏نگرند ناتوانشان قرار داد، با قناعتي (به اندک راضي شدني) که دلها و چشمها را از بي‏نيازي پر مي‏کرد (هر صاحب دلي که در ايشان انديشه کند مي‏بيند و مي‏فهمد که آنها مانند سائر درويشان و نيازمندان از ناکامي جهان در غم و اندوه نيستند، بلکه شهان بي‏نيازان حقيقي هستند که دلهاشان به قناعت و رضا توانگر است) و با فقر و تنگدستي که چشمها و گوشها را از رنج و آزار پر مي‏نمود (هر که احوال پريشان آنها را ديده و مي‏شنيد افسرده مي‏شد چون در ظاهر پريشان و بيسامان و نيازمند بودند) و اگر پيغمبران داراي توانائي بودند که کسي قصد تسلط بر ايشان نمي‏کرد، و داراي تسلطي بودند که ستم نمي‏کشيدند، و داراي سلطنت و پادشاهي بودند که گردنهاي مردان به سوي آن کشيده مي‏شد، و (به قصد ديدن شوکتشان) گره‏هاي پالان شتران بسته مي‏گرديد (مردم از اطراف جهان سفر کرده به جانب آنان کوچ مي‏کردند) اين حال براي مردم در پند پذيرفتن (و پيروي کردن) آسانتر، و از خودپسندي و گردنکشي دورتر بود (هرگز کسي مخالفتشان نمي‏کرد) و از راه ترس که برايشان غالب مي‏شد، يا از راه رغبت و خواهشي که آنها را مامل و متوجه مي‏گردانيد ايمان مي‏آوردند، پس (در اين صورت) قصدها خالص نبود، و نيکوئيها (عبادات) قسمت شده بود (قسمتي براي دنيا و قسمتي براي آخرت) ولي خداوند سبحان خواسته که پيروي از پيغمبران و تصديق به کتابها و فروتني براي ذات و تسليم در مقابل فرمان و گردن نهادن به طاعت و بندگيش چيزهائي در بر داشته باشد مخصوص او که به آن چيزها از غير آنها عيبي (رغبت و ترس و رياء و خودنمائي و مانند آنها) آميخته نشود، و (اين براي بزرگي امتحان و آزمايش است، پس) هر چند امتحان و آزمايش بزرگتر باشد، ثواب و پاداش بيشتر است.
آيا نمي‏بينيد که خداوند سبحان پيشينيان را از زمان آدم- صلوات الله عليه- تا آخرين نفر از اين جهان آزمايش فرموده به سنگهائيکه (کعبه مقدسه از آنها بناء شده، و) نه زيان دارد و نه سود بخشد و نه مي‏بيند و نه مي‏شنود، پس آن سنگها را بيت‏الحرام خود قرارداد (خانه محترمي که دخول مشرکين را در آن و بيرون نمودن کسي را که به آن پناه برده حرام کرده) خانه‏اي که آن را براي مردم برپا (محل اجتماع و صلاح دنيا و آخرت ايشان) گردانيد، پس آن را قرار داد در دشوارترين جاهاي زمين از جهت سنگستان بودن، و کمترين جاهاي بلند دنيا از جهت کلوخ و خاک داشتن، و تنگترين دره‏ها که در جانبي از زمين واقع گشته است (خانه را قرار داد) بين کوههاي ناهموار، و ريگهاي نرم، و چشمه‏هاي کم آب، و دههاي از هم دور که نه شتر آنجا فربه مي‏شود، و نه اسب، و نه گاو و گوسفند (چون آب و گياه و هواي مناسب ندارد) پس آدم عليه‏السلام و فرزندانش را امر فرمود که به جانب آن متوجه گردند، و بيت‏الحرام محلي براي سود دادن سفرها و مقصد انداختن بارهاشان گرديد (به علاوه سود اخروي که بر اثر به جا آوردن فريضه حج ميبرند سود دنيوي هم دارد) ميوه‏هاي دلها به آن خانه فرود مي‏آي
د (اصحاب دل آن جا گرد آمده از يکديگر سود معنوي بدست آرند) از بيابانهاي بي‏آب و گياه دور از آبادي، و از بلنديهاي دره‏هاي سراشيب، و از جزيره‏هاي درياها که (بر اثر احاطه دريا به آنها از قطعات زمين) جدا شده است (از راههاي دور و دراز کوچ کرده با سختي بسيار به آنجا مي‏رسند) تا اينکه دوشهاي خود را با خضوع و فروتني (در سعي و طواف) مي‏جنبانند، در اطراف خانه تهليل (لااله الا الله) ميگويند، و بر پاهاشان هروله مي‏کنند (با شتاب مي‏روند) در حاليکه براي رضاي خدا ژوليده مو و غبارآلوده رو هستند جامه‏هاشان را پشت سر انداخته‏اند (لباس هميشگي را از تن بيرون کرده جامه‏هاي احرام پوشيده‏اند) و بر اثر نتراشيدن موها و زياده شدن آنها نيکوئيهاي خلقت خود را (مانند روي زندانيان) زشت کرده‏اند، خداوند ايشان را (در زيارت بيت‏الحرام به اين امور) امتحان و آزمايش نمود امتحاني بزرگ و سخت و آشکار و کامل که آن را سبب دريافت رحمت و رسيدن به بهشت خود گردانيد، و اگر خداوند سبحان مي‏خواست خانه محترم و عبادتگاههاي بزرگ خويش را قرار دهد بين باغها و جويها و زمين نرم و هموار با درختهاي بسيار و با ميوه‏هاي در دسترس و ساختمانهاي به هم پيوسته، و دههاي نزدي
ک به هم، و بين گندم سرخ‏گونه، و مرغزار سبز، و زمينهاي پر گياه بستان‏دار، و کشتزارهاي تازه و شاداب، و راههاي آباد، مقدار پاداش را به تناسب کمي آزمايش اندک مي‏گردانيد، و اگر پايه‏هائيکه خانه بر آنها نهاده شده و سنگهائي که به آنها بنا گرديده از زمرد سبز و ياقوت سرخ و نور و روشنائي بود چنين ساختماني در سينه‏ها زد و خورد شک را کم مي‏کرد، و کوشش و تلاش شيطان را از دلها برطرف مي‏ساخت، و اضطراب و نگراني ترديد را از مردم دور مي‏نمود، وليکن خداوند بندگانش را به سختيهاي گوناگون مي‏آزمايد، و با کوششهاي رنگارنگ از آنان بندگي مي‏خواهد، و ايشان را به اقسام آنچه پسنديده طباع نيست امتحان مي‏فرمايد براي بيرون کردن کبر و خودپسندي از دلها و جاودان فروتني در جانهاشان، و براي اينکه آن آزمايش را درهاي گشاده به سوي فضل و احسان خود و وسائل آسان براي عفو و بخشش خويش قرار دهد.
پس از خدا بترسيد، از خدا بترسيد از (کيفر) تباهکاري در دنيا و از زيان ستمگري در آخرت، و از بدي پايان خودخواهي و گردنکشي، زيرا تباهکاري و ستمگري و گردنکشي بزرگترين دام و فريب شيطان است، چنان فريبي که مانند زهرهاي کشنده در دلهاي مردان داخل مي‏شود (و آنها را از بين مي‏برد) پس شيطان هرگز ناتوان نمي‏شود، و کشتنگاه هيچيک را اشتباه نمي‏کند، نه دانشمند را براي دانائي او، و نه درويش و بي‏چيز را در جامه کهنه‏اش (عالم با عملش و درويش با بيچاره بودنش از اين زشتکاريها که از فريبهاي شيطان است رهائي نمي‏يابند چه جاي آنکه نادان و توانگر آسوده‏خاطر باشد) و از تباهکاري و ستمگري و گردنکشي خداوند بندگان مومنينش را حفظ مي‏فرمايد به وسيله نمازها و زکوه‏ها کوشش در گرفتن روزه در روزهاي واجب، براي آرام ماندن دست و پا و اندام ديگر ايشان (از معصيت و نافرماني) و چشم به زير انداختنشان، و فروتني جانهاشان، و زبوني دلهاشان، و بيرون نمودن کبر و خودپسندي از آنان، چون در نماز است ماليدن رخسارهاي نيکو به خاک براي فروتني، و (هنگام سجده نمودن) چسبانيدن اعضاء شريفه (هفت موضع) را به زمين براي اظهار کوچکي، و در روزه است رسيدن شکمها به پشتها براي خضوع ناچيز دانستن، و در زکوه است دادن ميوه‏هاي زمين (گندم و جو و خرما و مويز) و غير از آن (شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره) به زيردستان و درويشان، نگاه کنيد به منافع اين عبادات از پست شمردن بزرگيها و سرفرازيهاي آشکار، و برطرف نمودن خوپسندي و گردنکشيهاي هويدا (که موجب بدبختي دنيا و عذاب آخرت مي‏گردد. در اينجا امام عليه‏السلام اهل کوفه را بر عصبيت و گردنکشي بدون علت که موجب تباهکاري و ستمگري است توبيخ و سرزنش نموده مي‏فرمايد:)
من (در احوال مردم) نظر کردم هيچيک از جهانيان را نيافتم که بر سر چيزي از چيزها تعصب و گردنکشي نمايد مگر از روي علت و سببي که اشتباهکاري نادان را در بر دارد، يا از روي دليلي که بخردها و انديشه‏هاي نفهمها ميچسبد (خلاصه تعصب آنها از روي سبب و دليلي بود که در واقع باطل و نادرست بود و ايشان از روي ناداني و نفهمي در ظاهر گمان مي‏کردند صحيح و درست است) جز شما را که تعصب و گردنکشي مي‏کنيد براي امري (افتخار و سرفرازي بر يکديگر) که (در ظاهر و نزد نادانان و نفهمها نيز) براي آن سبب و علتي معلوم نمي‏شود، اما شيطان بر آدم تعصب و گردنکشي کرد براي اصل خود (که از آتش بود) و او را در خلقت و آفرينشش سرزنش نموده گفت: من از آتشم و تو از گلي (پس به اين علت تعصب و گردنکشي کرد، که در نظر نادان براي تعصب حجت و دليل مي‏نمايد) و اما توانگران امتها که نعمت براي آنها فراوان بوده و از هر لذت و خوشي که ميخواستند بهره‏مند مي‏شدند از جهت نعمتها (دارائي و فرزندان و بزرگ شمردن زيردستان آنها را) تعصب و گردنکشي کردند، پس (چنانکه در قرآن کريم س 34 ي 34 مي‏فرمايد: و ما ارسلنا في قريه من نذير الا قال مترفوما انما بما ارسلتم به کافرون ي 35 و قالوا نحن اکثر اموالا و اولادا، و ما نحن بمعذبين يعني ما در هيچ شهر و دهي بيم کننده و پيغمبري نفرستاديم مگر آنکه خوشگذرانان و نازپروران آنجا گفتند: ما با آنچه شما پيغام آورده‏ايد نمي‏گرويم، و) گفتند: ما را دارائيها و فرزندان بيشتر (از شما) است، و معذب نخواهيم کرد (در آخرت خداوند ما را عذاب نخواهد نمود چنانکه ما را در دنيا به نعمتهاي بيشمار متنعم فرموده است، خلاصه شما اهل کوفه به چه حجت و دليل تعصب و گردنکشي پيش گرفته‏ايد، آيا مانند شيطان آفرينش خود را بهتر ميدانيد؟ يا مانند توانگران خوشگذران به دارائي و فرزندان بسيار مي‏باليد؟) پس اگر از تعصب و گردنکشي چاره و گزيري نداريد بايد تعصب شما براي صفات شايسته و کارهاي پسنديده و چيزهاي نيکو باشد، از آن صفات و کارها و چيزهائيکه بزرگان و دليران از خاندانهاي عرب و روساي قبيله‏ها با آنها بر ديگران برتري ميجويند به سبب خوهاي مرغوب و عقلهاي بزرگ و مراتب بلند و صفات پسنديده، پس براي خصلتهاي ستوده تعصب نمائيد: از نگاهداشتن حق همسايه، و وفاء به عهد و پيمان، و فرمانبري نيکوکاران، و نافرماني گردنکشان، و فراگرفتن احسان (کار نيکو) و دست کشيدن از ستم، و اهميت دادن به خونريزي، و انصاف و دادگري براي مردم، و فرو نشاندن خشم، و دوري جستن از تباهکاري در زمين.
و بترسيد از عذابها و سختيها که بر اثر زشتکاريها و بدکرداريها به امتهاي پيش از شما رسيد، و پيشامدهاي آنان را در نيکي و بدي (خودتان) ياد آوريد (ببينيد بر هر کاري چه اثري مترتب مي‏گردد) و بر حذر باشيد از مانند آنان شدن (که بر اثر کردار به دو گفتار زشت به شما نيز عذاب و سختي برسد) و هر گاه در تفاوت دو حالت (نيک و بد) ايشان انديشه نموديد، پس (در راه خير و نيکي قدم نهيد، و) اختيار کنيد هر کاري را که به سبب آن ارجمند گشتند، و دشمنان را از آن برطرف ساخت، و تندرست ماندند، و نعمت و خوشي براي آنها فراوان شد، و نيکوکاري و بزرگواري پيوست ريسمان (اجتماع) آنان را (و کاري که موجب ارجمندي و بر طرف شدن دشمنان و تندرستي و آسودگي و ارزاني نعمت و خوشي و پيوند ريسمان اجتماع است عبارت است) از پرهيز نمودن از جدائي (نفاق و دوروئي) و مهرباني کردن (اتفاق و يکانگي) و ترغيب و سفارش يکديگر مهرباني (اتحاد و همبستگي) و (در راه شر و بدي پا نگذاريد، و) دوري کنيد از هر کاري که مهره پشت پيشينيان را شکست، و توانائي ايشان را سست نمود، از جهت کينه‏ورزي در دلها و دشمني داشته در سينه‏ها و پشت کردن اشخاص به هم و ياري نکردن دستها يکديگر را، و در حالات گذشتگان از مومنين پيش از خودتان (از بني‏اسرائيل و غير ايشان) انديشه کنيد که در موقع آزمايش و رنج کشيدن چگونه بودند؟ آيا از مردم ديگر گران‏بارتر (جفا کشتر) و از سائرين رنجبرتر و از اهل دنيا زندگانيشان سخت تر نبود؟ که فرعونها آنان را به بندگي و خدمتگزاري گماشتند، و سختي عذاب را با ايشان چسبانيدند (به منتهي درجه سختي گرفتارشان کردند، گروهي خدمتگزار و برخي بزرگ رايشان بودند، و از آنکه کاري ساخته نبود باج مي‏گرفتند) پس هميشه حال آنها در خواري هلاکت و زير تسلط و استيلاء (فرعونها) بود، چاره‏اي براي سرباز زدن (از فرمان آنها) و راهي براي دفاع (از ستمگريهاشان) نمي‏يافتند، تا آنگاه که خداوند کوشش ايشان را در شکيبائي بر رنج بردن در راه محبت خود و تحمل بر ناشايسته‏ها را از جهت ترس از خود مورد نظر قرار داد، آنان را از گرفتاريهاي سخت گشايش و رهائي داد، و به آنها عوض ذلت و خواري ارجمندي و عوض ترس آسودگي عطا فرمود، پس پادشاهان فرمانده و پيشوايان راهنما شدند، و از جانب خدا به ايشان عزت و بزرگواري رسيد بيش از آنچه آرزو داشتند (به مقام و مرتبه‏اي رسيدند که هرگز رسيدن به آن را در انديشه نگذرانيده بودند، چنانکه در قرآن کريم س 2 ي 47 مي‏فرمايد: يا بني‏اسرائيل اذکروا نعمتي التي انعمت عليکم و اني فضلتکم علي العالمين يعني اي بني‏اسرائيل نعمتهائي را که به شما بخشيدم و شما را بر جهانيان مردم زمانتان برتري دادم ياد کنيد. و برتري آنان اين بود که دريا را براي آنها شکافت و از فرعونيان رهائيشان داد، و دشمنانشان را تباه ساخت، و شهرها و دارائيشان را به خودشان بازگردانيد، و توريه بر آنها نازل فرموده و ديگر نعمتها) پس نگاه کنيد چگونه بودند زمانيکه جمعيتها گرد آمده و انديشه‏ها با هم دلها يکسان و دستها يار هم و شمشيرها کمک يکديگر و بينائيها رژف و تصميمها يگانه بود؟! آيا در طرف زمينها (شهرها) بزرگ و بر همه چيز جهانيان پادشاه نبودند؟؟ پس نگاه کنيد به آنچه (به سختيهائيکه) در آخر کارها (خوشگذرانيها) شان گرفتار شدند، آن گاه که (بين آنها) جدائي افتاد، و مهرباني و پيوستگي به هم خورد، و سخن و دلهاشان مختلف گرديد، و دست دسته شده به جان هم افتادند، و پراکنده گشته با يکديگر جنگيدند، خداوند (بر اثر اين زشتکاريها به وسيله ستمگران مانند بخت نصر و غير او) لباس عزت و بزرگواري را از برايشان بيرون آورد، و فراواني نعمتش را از آنها گرفت، و براي عبرت گرفتن پندگيرندگان شما داستان سرگذشتهاي آنان در بينتان باقي ماند.
پس از پيشامدهاي فرزندان اسماعيل (ذبيح) و پسران اسحاق (ابن ابراهيم خليل) و اولاد اسرائيل (يعقوب ابن اسحاق)- عليهم‏السلام- عبرت گيريد که چه بسيار متناسب است سرگذشتها (ي مردم هر عصري با هم) و چه مانند و و نزديک است داستانها (با يکديگر، يعني اوضاع و احوال شما و گذشتگان به هم شباهت دارد شايسته است از سرگذشت آنان پند گيريد، و) در سرگذشت ايشان و چگونگي پراکندگي و جدائيشان از يکديگر تامل و انديشه نمائيد در شبهائيکه (روزگاريکه) کسري‏ها (پادشاهان عجم) و قيصرها (پادشاهان روم) سرور و مسلط بر آنان بودند، آنها را از کشتزارها (آباديها) و درياي عراق (دجله و فرات) و سبزه‏زار جهان راندند به جاهائي که درمنه (گياهي است در بيابان) رويد، و بادهاي تند وزد، و زندگاني سخت باشد (آنها را به بيابانهاي بي‏آب و گياه و دور از آبادي روانه ساختند) پس آنان را درويش و مستمند و يار و همراه زخم و موي شتر (شترچران) رها کردند، زبون‏ترين امتها بودند از جهت خانه و جايگاه، و بدبخترين آنها از جهت آسايشگاه (جائي داشتند که آب و گياه نبود) به زير بار مهتري گرد نمي‏آمدند که به آن پناه برند (کسي نبود که آنها را به دين و آئيني دعوت نموده بر امري گردآورد تا از اين بدبختي و سختي برهند) و نه به زير سايه الفت و مهرباني که بر عزت و بزرگواري آن تکيه کنند (پيشوائي نداشتند تا در سايه اعتماد به او بياسايند) پس با حالات نگران و دستهاي مختلف (با هم همراه نبودن) و بسياري پراکنده، در رنج سخت و جهل و ناداني از قبيل زنده به گور کردن دختران، و پرستيدن بتها، و دوري جستن از خويشان، و غارتگري از هر راهي بودند. پس بنگريد به نعمتهاي خداوند بر ايشان زمانيکه به سوي آنان پيغمبري (حضرت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله) را فرستاد و آنها را فرمانبر شريعت او گردانيد، و بر دعوت او ايشان را گردآورنده با هم مهربانشان ساخت، چگونه نعمت و آسايش بال بزرگواري خود را به روي آنها گسترد، و نهرهاي خوشگذراني را براي آنان روان کرد، و شريعت آن حضرت آنها را در سودهاي پر برکت خود گرد آورد، پس غرقه نعمت آن شدند (چون منتهي درجه نيکبختي و بزرگواري و آسايش را براي ايشان فراهم آورده بود) و از خرمي زندگاني آن خشنود گرديدند، زندگانيشان در سايه پادشاه غالب دين مقدس اسلام برقرار شد، و آنها را نيکوئي حالشان در کنار بزرگواري و غلبه جا داد، و کارها براي ايشان آسان گرديد، در رفعت پادشاهي (استوار سعادت
دنيا و آخرت به آنها روآورد) پس ايشان فرمان‏دهنده بر جهانيان و پادشاهان اطراف زمينها شهرها بودند، مسلط شدند بر کسانيکه بر آنها تسلط داشتند، و فرمانها مي‏دادند بر آنانکه بر آنها فرمانده بودند، براي ايشان نيزه‏اي انداخته و سنگي پرتاب نمي‏شد!! (دين اسلام به آنها قدرت و توانائي داد که زمامدار کارهاي جهان و فروزنده جهانيان گشتند، و کسي بر آنان مسلط نمي‏گشت).
آگاه باشيد شما (بعد از عزت و بزرگواري که بر اثر گرويدن به شريعت حضرت خيرالانام يافتيد) دستهاتان را از ريسمان طاعت و پيروي رهانيديد (از خدا و رسول اعراض و دوري نموديد) و در حصار خدا که به اطراف شما کشيده شده بود به وسيله حکمهاي جاهليت (عادات پيش از اسلام) رخنه کرديد (از امام و پيشواي خود فرمان نبرده بر اثر آن دنيا و آخرت خويش را بر باد داديد) و خداوند سبحان بر اين امت منت نهاد (بدون رنج نعمت به ايشان ارزاني داشت) در ريسمان اين الفت و مهرباني که بين آنها بست- الفتي که در سايه آن وارد ميشوند، و در کنار آن قرار مي‏گيرند- به نعمتي (ديني که موجب الفت است) که کسي از آفريدگان بهاي آن را نمي‏داند، زيرا بهاي الفت و مهرباني با يکديگر از هر بهائي افزونتر و از هر بزرگي بزرگتر است (چون با الفت و يگانگي سعادت و نيکبختي دنيا و آخرت بدست مي‏آيد.) و بدانيد شما بعد از هجرت (از ناداني و گمراهي به دانائي و رستگاري دوباره بر اثر عصبيت و گردنکشي و دشمني با يکديگر و برپا کردن فتنه و آشوب) اعراب (و باديه‏نشينان ناداني و گمراهي) شديد، و بعد از دوستي (گردآمدن با هم) گروه گروه (مخالف و دشمن يکديگر) گرديديد، با اسلام علاقه و ارتباطي نداريد مگر به نام آن، و از ايمان نمي‏شناسيد مگر نشان (آن را فقط به زبان شهادتين مي‏گوئيد، ولي از احکام اسلام چيزي فرا نگرفته و به حقيقت ايمان پي نبرده‏ايد)!! ميگوئيد به آتش مي‏رويم و به ننگ تن نمي‏دهيم (مثل النار و الاالعار را کسانيکه زير بار ذلت و خواري نمي‏روند مي‏گويند، اگر درباره حق گفته شود نيکو است، و اگر درباره باطل گفته شود نادرست است، و چون غرض اهل کوفه اگر خطاب با ايشان باشد، يا غرض آنها و اهل شام اگر خطاب عام باشد، فتنه و آشوب و مخالفت با دستور اسلام بود، امام عليه‏السلام در سرزنش آنان مي‏فرمايد:) مانند آن است که شما مي‏خواهيد اسلام را از صورتيکه هست وارونه نمائيد (از بين ببريد همانطور که کفار و منافقين و دشمنان درصدد از بين بردن آن هستند) با دريدن پرده احترام و شکستن پيمان (عمل نکردن به احکام و شرائط) آن، چنان پيماني که خداوند آن را براي شما در زمين خود پناه (از دخول دشمنان و تسلط بر شما) و در بين آفريدگانش (براي رفع اضطراب و نگراني آنها سبب) ايمني و آسايش قرار داده (تا هر گاه جهانيان در هر کار بيچاره شده و از هر راه واماندند به پيمان اسلام يعني به احکام و دستور آن توجه کرده از آنها پيروي کنند) و شما (با داشتن چنين آئيني) اگر به غير اسلام پناه ببريد (به دليري و بسياري جمعيت و خويشان اعتماد کرده از احکام آن پيروي ننموده دستورش را محترم نشماريد) کفار با شما ميجنگند، و جبرائيل و ميکائيل و مهاجرين و انصار نيستند که شما را ياري کنند (چنانکه در زمان حضرت رسول صلي الله عليه و آله ياري مي‏کردند) مگر با شمشير زد و خورد کنيد تا خداوند بين شما حکم فرمايد (غلبه و فيروزي را نصيب کدام قرار دهد). و مثلها و داستانها (ي پيشينيان) از عذاب خدا و بلاها و سختيهاي او که (دلها را) کوبنده و به درد آورنده است و از روزگارها (ي خشم) و پيشامدهاي علاج‏ناپذير او در دسترس شما است (در قرآن کريم سرگذشت قوم نوح و عاد و ثمود و ديگران را بيان فرموده است) پس رسيدن عذاب او را دير مپنداريد از جهت ناداني به مواخذه و سهل انگاشتن سخت‏گيري او، و نرسيدن به عذاب او (زيرا حکمت الهيه اقتضاء دارد که عذاب گناهکاران را تاخير اندازد تا نيکان توبه و بازگشت نمايند و ستمگران شقاوت خود را بيشتر آشکار سازند) و خداوند سبحان گذشتگان را از رحمت خود دور نکرده مگر به جهت ترک نمودن ايشان امر به معروف و نهي از منکر را (يکديگر را به کار پسنديده وادار نکرده و از کار ناشايسته باز نداشتند) پس خداوند نفهمها را از جهت گناه کردن و خردمندان را از جهت نهي از منکر نکردن لعن فرمود (از رحمت خود دور کرده به عذاب سخت گرفتارشان نمود).
آگاه باشيد رشته اسلام را گسيختند (با عصبيت و گردنکشي الفت و دوستي را پشت سر انداخته با يکديگر دشمني نمودند) و حدود آن را معطل کرديد (به وظائف آن عمل ننموديد) و احکام آن را (که بزرگتر و مهمتر از همه آنها امر به معروف و نهي از منکر است) از بين برديد (ولي من که امام مفترض الطاعه و پيشواي شما هستم، و نزديکترين اشخاص به رسول خدا صلي الله عليه و آله بودم به آنچه مامور شده‏ام رفتار مي‏نمايم، بنابراين) بدانيد خداوند مرا به جنگ با ستمگران و پيمان‏شکنان و تباهکاران در روي زمين امر فرمود: پس با پيمان‏شکنان (اصحاب جمل: طلحه و زبير و پيروانشان) جنگيدم (و آنان را از پا در آوردم) و با آنانکه دست از حق برداشتند (اهل شام) جهاد کرده زد و خورد نمودم، و بر آنان که از دين بيرون رفتند (خوارج نهروان) خشم نموده زبون و خوارشان کردم، و اما شيطان ردهه را (که يکي از روساي خوارج نهروان ثرمله يا حرقوص ابن زهير و لقبش ذوالثديه است براي آنکه يک دستش مانن

ادامه مطلب...
تاريخ : 2017-03-28 | نویسنده : pagerankfa

ترجمه فارسی نهج البلاغه در سفارش به تقوا
سفارش به پرهيزکاري
اي مردم شما را به پرهيزکاري، و شکر فراوان در برابر نعمتهاي، و عطاهاي الهي، و احساني که به شما رسيده سفارش مي‏کنم، چه نعمتهايي که به شما اختصاص داده، و رحمتهايي که براي شما فراهم فرمود، عيبهاي خود را آشکار کرديد و او پوشاند، خود را در معرض کيفر او قرار داديد و او به شما مهلت داد.
ارزش ياد مرگ
مردم! شما را به يادآوري مرگ، سفارش مي‏کنم، از مرگ کمتر غفلت کنيد، چگونه طمع مي‏ورزيد که به شما مهلت نمي‏دهد، مرگ گذشتگان براي عبرت شما کافي است، آنها را به گورشان حمل کردند، بي آنکه بر مرکبي سوار باشند، آنان را در قبر فرود آوردند بي آنکه خود فرود آيند، چنان از ياد رفتند گويا از آبادکنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانه‏اشان بود، آن چه را وطن خود مي‏دانستند از آن رميدند، و از آنجا که مي‏رميدند، آرام گرفتند، و چيزهائي که با آنها مشغول بودند جدا شدند، آنجا را که سرانجامشان بود ضايع کردند. اکنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دوري کنند، و نه مي‏توانند عمل نيکي بر نيکيهاي خود بيفزايند، به دنيايي انس گرفتند که مغرورشان کرد، چون به آن اطمينان داشتند سرانجام مغلوبشان نمود.
ضرورت شتاب در نيکوکاريها
خدا شما را رحمت کند، پس بشتابيد به سوي آباد کردن خانه‏هايي که شما را به آباداني آن فرمان دادند، و تشويقتان کرده، به سوي آن دعوت نموده‏اند، و با صبر و استقامت نعمتهاي خدا را بر خود تمام گردانيد، و از عصيان و نافرماني کناره گيريد، که فردا به امروز نزديک است. وه! چگونه ساعتها در روز، و روزها در ماه، و ماهها در سال، و سالها در عمر آدمي شتابان مي‏گذرد؟ متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) أُوصِيکُمْ -أَيُّهَا النَّاسُ- بِتَقْوَى اللَّهِ، وَ کَثْرَةِ حَمْدِهِ عَلى الائِهِ إِلَيْکُمْ، وَ نَعْمائِهِ عَلَيْکُمْ، وَ ‏بَلائِهِ‏ لَدَيْکُمْ. فَکَمْ خَصَّکُمْ بِنِعْمَةٍ، وَ تَدارَکَکُمْ بِرَحْمَةٍ، ‏أَعْوَرْتُمْ‏ ‏لَهُ‏ فَسَتَرَکُمْ، وَ تَعَرَّضْتُمْ ‏لِأَخْذِهِ‏ فَأَمْهَلَکُمْ. وَ أُوصِيکُمْ بِذِکْرِ الْمَوْتِ وَ إِقْلالِ الْغَفْلَةِ عَنْهُ، وَ کَيْفَ غَفْلَتُکُمْ عَمّا لَيْسَ ‏يُغْفِلُکُمْ‏، وَ طَمَعُکُمْ ‏فِيمَنْ‏ لَيْسَ يُمْهِلُکُمْ؟! فَکَفى واعِظاً بِمَوْتى عايَنْتُمُوهُمْ، حُمِلُوا إِلى قُبُورِهِمْ غَيْرَ راکِبِينَ، وَ أُنْزِلُوا فِيها غَيْرَ نازِلِينَ، ‏کَأَنَّهُمْ‏ لَمْ يَکُونُوا لِلدُّنْيا عُمَّاراً، وَ کَأَنَّ الاخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ داراً، أَوْحَشُوا ما کانُواْ ‏يُوطِنُونَ‏، وَ أَوْطَنُوا ما کانُواْ ‏يُوحِشُونَ‏، وَ اشْتَغَلُوا بِما فارَقُوا، وَ أَضاعُوا ما إِلَيْهِ انْتَقَلُوا، لا عَنْ قَبِيحٍ يَسْتَطِيعُونَ انْتِقالًا، وَ لا فِى ‏حَسَنٍ‏ يَسْتَطيِعُونَ ازْدِياداً، أَنِسُوا بِالدُّنْيا فَغَرَّتْهُمْ، وَ وَثِقُوا بِها فَصَرَعَتْهُمْ. فَسابِقُوا -رَحِمَکُمُ اللَّهُ- إِلى مَنازِلِکُمُ الَّتِى أُمِرْتُمْ أَنْ تَعْمُرُوها، وَ الَّتِى رَغِبْتُمْ فِيها، وَ دُعِيتُمْ إِلَيْها، وَ اسْتَتِمُّواْ نِعَمَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ بِالصَّبْرِ عَلى طاعَتِهِ، وَ الْمُجانَبَةِ لِمَعْصِيَتِهِ، فَإِنَّ غَداً مِنَ الْيَوْمِ قَرِيبٌ، ما أَسْرَعَ السَّاعاتِ فِى الْيَوْمِ، وَ أَسْرَعَ الْأَيَّامَ فِى الشَّهْرِ، وَ أَسْرَعَ الشُّهُورَ فِى السَّنَةِ، وَ أَسْرَعَ السِّنِينَ فِى الْعُمُرِ!!

ادامه مطلب...
تاريخ : 2017-03-25 | نویسنده : pagerankfa

 

 

آرایش زن و باطل شدن روزه شوهر!

 

 

شیخ «محمد قصیر» از چهره های نسبتا سرشناس وهابیت سعودی و استاد رشته فقه در دانشگاه «القصیم» عربستان هفته گذشته طی اظهاراتی در یک برنامه تلویزیونی، استفاده زنان از ناخن مصنوعی را حرام و غیر جایز دانست.



در فتوایی نسبتا مشابه «دار الإفتاء مصر» اعلام کرد که آرایش زن برای شوهرش طی ایام ماه مبارک رمضان روزه اش را باطل می کند و با این عمل موجبات باطل شدن روزه شوهرش را نیز فراهم می کند!



در همین راستا روزنامه «روزالیوسف» چاپ مصر در مطلب دو روز پیش خود نوشت: مرکز «دار الإفتاء» این فتوا را در رده فتواهای احکام روزه ثبت کرده است. این فتوا در نوع خود تک و عجیب است.



گفتنی است «دار الإفتاء مصر» تمامی احکام روزه را در کتابی گردآوری کرده و به صورت رایگان در بین همه مسلمانان جهان و مراکز اسلامی توزیع کرده است.



در همین راستا دکتر «علی جمعه» مفتی اعظم مصر طی اظهاراتی گفت: کتاب جدید «أحکام روزه» به تمامی پرسش های شرعی مسلمانان پاسخ داده و همچنین فتواهایی را برای مسلمانان مطابق با جامعه مدرن و خواسته های این جامعه صادر کرده است.



اما با بررسی نظر علمای عظام شیعه این فتوای عجیب و غریب و متعصبانه وهابیت را رد شده میدانیم چرا که در هیچ کتاب حدیثی و روایی دیده نشده روایتی را دال بر این که زینت زن در هر شرایطی برای شوهر خود ولا غیر حرام اعلام شده باشد اگر اصول فتوا کتاب و سنت می باشد پس این فتوا مردود و نظر کاملا شخصی است که با بررسی نظر سایر فتاوای این فرقه چنین فتواهای غیر علمی و مطابق با سلیقه شخصی بسیار زیاد است.

 


نظر علمای شیعه:



آیت الله خامنه ای آرایش مبطل روزه نیست و باید از نامحرم پوشیده شود .



آیت الله سیستانی و آیت الله مکارم شیرازی هم بر همین عقیده هستند و البته در مورد انواع و انحاء آرایش (از جمله ناخن مصنوعی، رنگ مو و استفاده از لنز) اجماع شیعه بر آن است که از نامحرم پوشیده شود. و همچنین آرایش برای همسر نه حرام است و نه جزو مبطلات روزه به حساب می آید .



نکته جالب توجه این که: آنها فتاوای شخصی و بدون استفاده از منابع فتوا (کتاب و سنت) گردآوری کرده و به آن می بالند و آن را پاسخگوی تمام مسلمانان و مطابق با جامعه مدرن می دانند و جالب این که از همین فتوای مذکور به خوبی روشن میشود که انگیزه و بینش آنان چیزی جز کوردلی و تیشه به ریشه اسلام زدن چیز دیگری نیست کما اینکه کتاب «احکام روزه» را به طور رایگان در بین مسلمین ترویج می دهند که خود دلیل دیگری بر انگیزه شوم آنان است که به هر نحوی میخواهند اذهان مسلمین را از راه اسلام راستین منحرف کنند.


 


حال آن که در حدیثی از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در مورد ویژگی‏های بهترین زنان نقل شده است كه فرمودند: «بهترین زنان شما زنی است كه بسیار با محبت باشد، عفیف و پاک‏دامن باشد، نزد اقوامش عزیز و محترم باشد، با شوهرش متواضع و فروتن باشد، برای او خودآرایی و تبرّج داشته باشد و در برابر نامحرم عفیف باشد. 1



باید به آقای "محمد قصیر" عرض کرد آیا دستور پیامبر را نادیده می گیرید و بالاتر از مقام حضرتش برای اسلام مصلحت اندیشی می کنید؟ مگر نمی دانید قرآن از این کار زشت یعنی پیشی گرفتن از خدا و رسولش بازتان داشته است؟ آیا از خداوند شرم ندارید؟ وقتی که او به حال بندگانش آگاه تر است؟



خداوند در قرآن میفرماید:

 

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»2؛

 

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، در برابر خدا و پیامبرش [در هیچ كارى‏] پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید كه خدا شنواى داناست.



«لا تقدموا»: این واژه از ریشه «قدم» برگرفته شده كه به مفهوم مقدم داشتن و یا پیشى جستن آمده و چون در آیه شریفه با «لاء» ناهیه آمده به مفهوم پیشى نجویید و مقدم ندارید.



به گفته شارح تفسیر مجمع البیان این آیه در مورد کسانی است که دستور خدا و رسولش را نادیده می گیرند و گرایش شخصی خود را بر حکم صریح آنان غلبه می دهند.



و می بینیم که هیچ آیه یا روایتی دال بر بطلان روزه توسط زینت زن برای همسرش وارد نشده و این متعصبان لجوج به بیراهه رفته اند و اسلام ناب را به انحراف کشانده اند که مسلمانان باید هوشیار و آگاه باشند تا احکام واقعی اسلام به گوش جهانیان برسد نه این بدعتهای ناروا.

 

 



ادامه مطلب...
تاريخ : 2017-03-17 | نویسنده : pagerankfa

 

 

 

یارانه ها

 

 

سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی با اشاره به اتمام کار افتتاح حساب هدفمند کردن یارانه ها در ۲۶ استان کشور اعلام کرد: از ۲۵ مرداد ماه جاری افتتاح حساب در استان های تهران، قزوین و قم آغاز خواهد شد.

محمدرضا فرزین در جمع ائمه جماعات منطقه ۱۲ تهران با اشاره به اینکه تنها ۱۷ درصد از مردم ۲۶ استان افتتاح حساب نکرده اند، تصریح کرد: مردم می توانند از تمام حساب های خود برای دریافت نقدی یارانه ها استفاده کنند. به گفته وی ۹۰ درصد مردم فرم اطلاعات اقتصادی را تکمیل و از این تعداد ۸۳ درصد افتتاح حساب کرده اند. سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی با اشاره به اینکه اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها تاثیر زیادی بر معاش مردم و روند تولید در کشور خواهد داشت، از اهداف اصلی دولت برای اجرای این برنامه را که از دو سال گذشته در دستور کار دولت قرار گرفته است، اصلاح مصرف بی رویه انرژی در کشور عنوان کرد که روند توسعه را دچار مشکل کرده است. وی با تاکید بر اینکه هدف از پرداخت یارانه ها حمایت از مردم به ویژه طبقات پایین و حمایت از تولید است، افزود: بررسی ها نشان می دهد، با روش فعلی پرداخت یارانه ها نتوانسته ایم به اهداف توسعه ای برسیم؛ چرا که این روش نه تاثیر مثبتی در زندگی مردم داشته و نه قیمت تمام شده تولید را پایین آورده است.

● میانگین رشد ۵/۶ درصدی صرف انرژی در ایران

فرزین با تاکید بر اینکه پرداخت ناعادلانه یارانه ها منجر به اسراف، اتلاف منابع، عدم کارآیی و قاچاق شده است، افزود: میانگین رشد مصرف انرژی در ایران ۵/۶ درصد در سال است. از میانگین چهار میلیون بشکه نفتی که روزانه در کشور تولید می شود، در زمان حاضر یک میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه آن در داخل مصرف و مابقی صادر می شود. سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی با اشاره به اینکه میانگین رشد مصرف انرژی در دنیا دو درصد در سال است، افزود: اگر رشد مصرف انرژی در کشور به همین روش ادامه یابد، در افق سال ۱۴۰۴ باید همه نفت تولیدی را در داخل مصرف کنیم که در آن صورت نفتی برای صادرات نخواهیم داشت. فرزین با اشاره به اینکه با ادامه رشد مصرف کنونی گاز در کشور در آینده واردکننده این محصول خواهیم بود، تاکید کرد: برنامه دولت حذف یارانه ها و یا آزادسازی قیمت ها نیست. به گفته وی در روش فعلی هرکس که بیشتر مصرف کند، بیشتر از یارانه استفاده می کند: از این رو دولت درصدد اصلاح روش پرداخت یارانه ها است تا پرداخت یارانه به مصرف وصل نباشد. وی تصریح کرد: قانون هدفمندکردن یارانه ها حاصل یک سال مذاکره کارشناسان دولت و نمایندگان و رای مثبت دو سوم نمایندگان مجلس است.

فرزین با تاکید بر اینکه قیمت یک کالا فقط کاربرد مالی ندارد، گفت: قیمت هم به مصرف کننده و هم به تولیدکننده علامت می دهد. اسراف ناشی از سیاست های نادرست اقتصادی است و با قیمت گذاری نادرست، اسراف را روش زندگی مردم کرده ایم. وی افزود: هدفمندشدن یارانه ها به تولیدکننده علامت می دهد به سمت بهینه سازی حرکت کرده و کالایی تولید کند که مصرف انرژی کمتری داشته باشد. فرزین با انتقاد از روش فعلی پرداخت یارانه ها در کشور گفت: تفاوت قیمت فرآورده های نفتی در داخل کشور با کشورهای همسایه منجر به قاچاق این محصولات شده، به گونه ای که حجم قاچاق آن از مواد مخدر هم بیشتر شده است. وی با بیان اینکه حتی با وجود پرداخت یارانه و قیمت پایین نهاده های تولید از جمله انرژی قیمت تمام شده محصولات ما از کشور ترکیه بالاتر است، تصریح کرد: با اصلاح قیمت ها علائم اصلاح شده و جلوی اسراف گرفته می شود.

سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی در ادامه درخصوص نحوه توزیع منابع حاصل از اجرای طرح گفت: ۵۰ درصد از این منابع به طور مستقیم به مردم بازگردانده می شود، ۳۰ درصد به تولیدکنندگان داده می شود و ۲۰ درصد باقیمانده را هم دولت که مصرف کننده انرژی است، استفاده خواهد کرد. فرزین با تاکید بر اینکه دولت کسی را مجبور به انصراف از دریافت یارانه نمی کند، افزود: افراد غنی در جامعه نیازی به این پول ندارند و می توانند تعادل زندگی خود را برقرار کنند. وی با اشاره به اهمیت جلب اعتماد مردم در اجرای چنین طرح های بزرگی از ائمه جماعات خواست با اطلاع رسانی و روشنگری دولت را مساعدت کنند تا کسانی را که نیاز ندارند، از دریافت یارانه ها منصرف نمایند.

فرزین در عین حال اطمینان داد، دولت به گونه ای عمل خواهد کرد که طبقات پایین نه تنها بیش از منابعی که در اختیارشان است، هزینه ای به آنها تحمیل نشود، بلکه به افزایش رفاه آنها منجر شود..../تحلیل:ایرنا



ادامه مطلب...
تاريخ : 2017-03-13 | نویسنده : pagerankfa

1743م:در اين روز در سال 1743، نادرشاه در جريان جنگ با عثماني در بين النهرين (عراق امروز)، دستور حمله به كركوك را صادر كرد و دو روز بعد توپخانه ارتش ايران مواضع عساكر عثماني در اين شهر را گلوله باران كرد. در طول اين جنگها، نادر در همين سال بغداد و بصره را هم متصرف شد. سليمانيه كه تركمانان (بازماندگان قره و آق قويونلوها) در آنجا سكونت دارند همچنان به ايران وفادار بود. عثماني اواخر كار صفويه كه دولت اصفهان عمدتا بر اثر فساد اداري ناشي از افتادن امور دربار شاهان اين دودمان به دست گرجيان و انتصابات نادرست رو به ضعف نهاده بود با اخراج حكام وابسته به ايران، بسياري از مناطق عراق امروز را متصرف شده بود.

 

نادر


1315ش:محاكمه علي منصور وزير پيشين راه به اتهام گرفتن رشوه و نيز سوء استفاده از مقام از 11 مرداد 1315 در ديوان عالي كشور آغاز شد. قضات محاكمه كننده، 12 شهريور علي منصور را به سبب نبودن دليل كافي در پرونده تبرئه كردند كه بعدا نخست وزير هم شد.در شهريور 1320 كه او نخست وزير بود نيروهاي انگلستان و شوروي وارد ايران شدند و چون چند مقام نظامي قبلا در آستانه ورود آنان، سربازان را مرخص كرده بودند! وطن ما اشغال نظامي شد. حسنعلي پسر علي منصور نيز در دهه 1340 به نخست وزيري رسيد كه ترور شد. تا زمان انقلاب، رسيدگي به پرونده هاي اتهامي وزيران و نخست وزير در ارتباط با اين مشاغل در ديوان عالي بايد صورت مي گرفت كه پس از براندازي دكتر مصدق، اين قانون درباره او رعايت نشد. بنابراين، محاكمه و محكوميت او هم غيرقانوني بود.

 

علي منصور

 

2005م:اين آگهي روز اول اوت 2005 (دهم مرداد 1384) در صفحه اول برخي از روزنامه هاي چاپ تهران انتشار يافته بود كه براي بانك غير دولتي «پاسارگاد» تبليغ شده بود.

شوراي انقلاب با يك مصوبه در سال 1358 همه بانكهاي غير دولتي ايران را ملي كرد و چند ماه بعد، قانون اساسي جمهوري اسلامي در اصل 44 خود، تاسيس بانك غير دولتي در ايران را صريحا ممنوع ساخت. مي گويند كه مجمع تشخيص مصلحت نظام اخيرا براي اين اصل سياستهايي در نظر گرفته كه با توجه به آنها تاسيس بانك غير دولتي از سرگرفته شده است. مي دانيم كه اصول قانون اساسي جز با تشكيل مجلس موسسان (خبرگان) و رفراندم عمومي تغييرناپذيرند.

متن بخش اول اصل 44 از اين قرار است: نظام اقتصاد جمهوري اسلامي ايران برپايه سه بخش دولتي، تعاوني و خصوصي با برنامه ريزي منظم و صحيح استوار است.

بخش دولتي شامل كليه صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگاني خارجي، معادن بزرگ، بانكداري، بيمه، تامين نيرو، سدها و شبكه هاي آبرساني، راديو و تلويزيون، پست و تلگراف و تلفن، هواپيمايي، كشتيراني، راه و راه آهن و مانند اينها است كه به صورت مالكيت عمومي و در اختيار دولت است.


1991م:« هدي لامار Hedy Laamar» بازيگر اتريشي چندين فيلم سينمايي هاليوود كه روزگاري به خاطر زيبايي اش شهرت جهاني داشت دوم اوت سال 1991 در 78 سالگي به اتهام دزدي از يك فروشگاه در لس آنجلس دستگير شد كه كاري كم سابقه بود و همين امر سبب شد كه اين مورد هم وارد تاريخچه اهل سينما شود.

هدي لامار كه نهم نوامبر سال 1913 در وين به دنيا آمده و پدرش بانكدار و مادرش پيانيست بود از دوسالگي مورد توجه يك كارگردان تئاتر كه با خانواده آنان دوستي داشت قرار گرفته بود.

هدي لامار كه نام اصلي او « هدويگ اوا ماري كيسلر » بود علاوه بر كار بازيگري در فيلم ، به تكنو لوژي هم علاقه داشت و به تحقق ساخت سلفون كمك بسيار كرد. اين نكته جالب از اوست :

كار فيلم ، تجارت و امثال آن به زمان و مكان محدود است ، ولي آن چه كه هميشگي و نا محدود است « تكنولوژي » است. عمر زيبايي و جواني از همه كمتر است ؛ بنابراين روي شهرت ناشي از اين دو نبايد حساب كرد و زيبارويان و ورزشكاران بايذ به روزي بيانديشند كه زيبايي ظاهر و نيروي جواني كه هردو زود گذرند پشت سر قرار مي گيرند.

 

هدي لامار در جواني


1580م:دوم اوت سال 1580 «ميشل دو مونتاين» نويسنده و پژوهشگر بنام فرانسوي تاليف دو جلدي خود «رساله ها» را منتشر ساخت كه روزنامه هاي اروپايي به اين مناسبت مدعي شده اند كه وي مبتكر رساله نگاري («اسيEssay» نويسي) بوده است كه اينك قلمرو بيشتري يافته و فيلم و عكس را هم در برگرفته است. مورخان، ابتكار رساله نويسي را به صورتي كه در دانشگاههاي امروز مرسوم است از «پلوتارك» دانسته اند.

تعريف مونتاين از رساله چنين بوده است: جمع آوري هر مطلب و سند و شاهد درباره يك «تاپيك» با مقدمه و نتيجه گيري. وي نوشته است: تاكيد بر «يك تاپيك» يعني نپريدن از اين شاخه به آن شاخه و پرداختن و تمركز كردن تنها روي يك موضوع و مسئله. رساله نقطه مقابل تخيل است. نتيجه گيري نويسنده از رساله اش نمي تواند خيالبافي باشد. چشم انداز و پيش بيني به استناد حقايق و تجربه ها، خيالبافي نيست. «اسي» نه بايد زياد طولاني باشد و نه خيلي كوتاه. جمع آوري رساله هاي مربوط به يك موضوع از نويسندگان و پژوهشگران مختلف در يك كتاب، خدمت بزرگي به امر تحقيق و پيشرفت است. مون تاين كه يك انساندوست بود و سفرها و مطالعات بسيار كرده بود در عين حال روشي جامع براي بررسي و مطالعه انسان، از شناخت طبيعت بشر تا شناخت عادتها، عقايد و استعداد هاي او به دست داده و گفته است كه براي پژوهش بشر، يك پژوهشگر بايد نخست خودش را تحت مطالعه قرار دهد زيرا كه انسانها احساس و عواطف و خواست و ناخواست مشترك فراوان دارند.

 

مون تاين

 

1923م:جيمز بالدوين James Baldwin نويسنده سياهپوست آمريكايي دوم اوت 1923 به دنيا آمد و اول دسامبر 1987 در فرانسه از سرطان معده فوت شد. او يك داستان نويس ماهر و با احساس و يك مقاله نگار و منتقد بزرگ بود كه در طول عمر نويسندگي خود همه اش درباره تبعيض به خاطر رنگ پوست و جدايي انسانها از هم نوشته و بلندگوي ناله هاي قربانيان تبعيض شده بود.

داستانها، مقاله ها و فيلمنامه هاي بالدوين كمك بزرگي به جنبش حقوق مدني سياهان آمريكا كرد تا اين كه قانون مربوط تصويب شد. بالدوين كه از مشاهده تبعيض در زادگاه خود خسته شده بود كشور فرانسه را براي ادامه زندگي انتخاب كرد و تا پايان عمر همانجا ماند.

بالدوين مقالات خود را در مجموعه اي تحت عنوان «يادداشتهاي يك فرزند وطن» منتشر ساخت كه مورد استقبال و توجه قرار گرفت. «كسي نام مرا نمي داند» و «دفعه بعد، آتش مي زنم» از داستانهاي عميق، فلسفي و پر معناي او هستند. نمايشنامه «قتل يك جوان سياه» كه به صورت فيلمي سياسي ـ اجتماعي در آمده است بهترين فيلمنامه او بشمار مي رود.

 

James Baldwin

 

1965م:مورلي سيفر Morley Safer روزنامه نگار قديمي و گزارشگر سالخورده مجله تلويزيوني «سيكستي مينيتز» شبكه سي بي اس آمريكا كه در سال 1965 به عنوان روزنامه نگار به ويتنام جنوبي رفته بود تا با مشاهده اوضاع از نزديك ، نظر خود را به مردم آمريكا بدهد دوم اوت همان سال در نخستين گزارشي كه از ويتنام فرستاده بود نظر داد كه آمريكا در جنگ ويتنام به پيروزي نخواهد رسيد و ورود به اين جنگ كاري بجا نبوده است.

در آن زمان آن طور كه شايد ، به نظر « سيفر » توجه نشد ، ولي چند سال بعد كه درستي نظر او به اثبات رسيد و آمريكا مجبور شد با تحمل 58 هزار كشته و صدها ميليارد دلار زيان مالي و تشديد نارضايي جوانان اين كشور ، بدون اخذ نتيجه مورد نظر از ويتنام خارج گردد ؛ نظر« سيفر» وارد تاريخ رسانه ها شد.

اين اولين و آخرين نظر درست سيفر نبود ، وي هر هفته در مجله تلويزيوني سيكستي مينيتز نظر خود را در باره يك مسئله روز در قالب گزارش منعكس مي كند. كار وي در اين مجله تلويزيوني تهيه گزارشهاي به اصطلاح « اين ـ دپت » است كه نياز به تحقيق و بررسي و تلاش فراوان دارند.

 

مورلي سيفر

 

2004م:ريچماند تايمز به روزنامه ها كه در دو ـ سه سال اخير دچار بحران مخاطب شده اند توصيه كرده است كه همانند روزگار قديم به خريد خبر از مردم اقدام كنند و همه مردم را به صورت خبرنگار خود درآورند تا نه تنها خبر تازه از درون جامعه به دست آيد بلكه بر شمار مخاطبان بيافزايند.

اين روزنامه در مقاله اي در يکم اوت 2004 اضافه كرده است كه با قرار گرفتن متن اعلاميه هاي آژانسهاي دولتي و سازمانها در وب سايت هاي اختصاصي شان كه آدرس آنها را در هر كتابخانه مي توان به دست آورد، و نيز دسترسي به گزارشهاي سه خبر گزاري بزرگ از طريق اينترنت كه 24 ساعت پيش از انتشار در روزنامه امكان پذير است؛ تنها راهي كه براي ما (روزنامه ها) باقي مانده است پرداختن به اخبار درون مردم است كه جز خودشان منبع سهل الوصول ديگري براي جمع آوري آنها وجود ندارد. به همه مردم بايد امكان داده شود تا هر مطلبي را كه احساس كنند ديگران مشتاق به شنيدن و خواندن آن هستند تلفني ، با فاكس و اي ـ ميل ارسال دارند. سپس نويسندگان روزنامه با كمك ارسال كننده مطلب، درباره آن تحقيق كنند و به صورت كامل به دست چاپ دهند و در پايان هفته حق الزحمه افراد پرداخت شود. به علاوه، در برابر رسانيدن هر خبر، تا مدتي براي آن فرد روزنامه رايگان ارسال شود و اگر آگهي شخصي (نياز مندي ها) داشته باشد با تخفيف به چاپ برسد.


216پیش ازمیلاد:دوم اوت سال 216 پيش از ميلاد (روزي چون امروز) روميها در منطقه «كانائه Cannae» واقع در شمال شرقي پاشنه ايتاليا از هانيبال Hannibal كارتاژي [كارتاژ در حاشيه شمالي آفريقا عمدتا ليبي و تونس امروز بود كه اعراب قرطاجنه مي خوانند] شكست سختي كه قابل پيش بيني نبود متحمل شدند. مورخان، اين پيروزي كارتاژيها را به حساب نبوغ نظامي هانيبال نوشته اند. هانيبال كه قبلا متحد روميها بود به دلايل بسيار از جمله اين كه رومي ها ديگران را به چشم انسانهاي درجه دوم نگاه مي كردند از آنها جدا شد و اسپانيا را كه در قلمرو روم بود تصرف كرد و در سال 214 پيش از ميلاد براي گوشمالي دادن روميها ارتش خود را كه مجهز به فيل جنگي بود از طريق فرانسه از كوههاي سر به فلك كشيده پربرف آلپ عبور داد و پا به شمال ايتاليا گذارد. اين اولين بار بود كه لشكركشي از فراز آلپ انجام شد. دو سال طول كشيد تا رومها براي جنگ با او آماده شدند. عده نفرات هانيبال به مراتب كمتر از روميها بود. برخلاف انتظار روميها، هانيبال جنگ را در ساعات شب آغاز كرد. بر شاخ صدها گاو مشغل بست و آنها را به سوي روميها به حركت درآورد و خود در جهتي ديگر در حالي كه سواران او در دو جناح راست و چپ و پيادگان در قلب آرايش داده شده بودند روميها را مورد حمله قرار داد. پس از آغاز حمله، پيادگان او دستور عقب نشيني يافتند. رومي ها آنها را دنبال كردند و در محاصره سواركاران كارتاژي (آفريقايي) قرار گرفتند و شكست خوردند. در اين جنگ كه تا ظهر دوم اوت ادامه داشت 50 هزار سرباز و افسر رومي از جمله پائولوس کنسول اول روم كشته ،10هزار تن ديگر اسير و هزاران نفر نيز مجروح شده بودند. شمار نيروهاي رومي در اين جنگ 80 هزار تن و عده نظاميان هانيبال 62 هزار نفر گزارش شده اند. پاليبيوس مورخ شرح اين جنگ را نوشته است.

 

عكسي از مجسمه هانيبال

 

532م:دوم اوت در سال 532 ميلادي، واحدهاي ارتش روم (شرقي) در شهر قسطنطنيه (استانبول امروز) تظاهركنندگان بر ضد مالياتهاي اضافي تازه را به داخل ورزشگاه بزرگ اين شهر راندند و در اينجا قتل عام كردند.

تظاهرات از سه روز پيش از آن آغاز شده بود. ژوستينين Justinian امپراتور كه خزانه اش بر اثر جنگ با ايران تهي شده بود مالياتهاي تازه اي بر مردم وضع كرده بود و وصول اين مالياتها را به مقاطعه واگذار كرده بود و مقاطعه كاران مالياتي به مردم ظلم فراوان مي كردند و حتي فرزندان آنان را به جاي پول مي گرفتند و مي فروختند. در روز قتل عام تظاهركنندگان، ژوستينين از شهر خارج شده تا كسي نزد او درخواست قطع قتل عام را نكند.

 

1802م:ناپلئون بناپارت كنسول اول فرانسه (رئيس قوه مجريه) دوم اوت 1802 و دو سال پيش از امپراتور شدنش دستور اكيد داد كه مقامات ارشد فرانسوي به نامه هاي مردم ظرف سه روز پس از وصول، پاسخ كتبي دهند و شنبه ها را براي ملاقات با متقاضيان ، صرفنظر از اين كه چه كساني باشند اختصاص دهند. همزمان ، ناپلئون از مردم نيز درخواست كرد كه در صورت مشاهده نقض آن دستور به شخص او شكايت كنند تا شخصا رسيدگي كند.

13 قرن پيش از ناپلئون كه خود را سرباز انقلاب فرانسه مي خواند ، در ايران خسرو انوشيروان دست به چنين كاري زده بود كه از « تاريخ »، نه افراد، لقب « دادگر » گرفته است. پارلمان انگلستان هم پيش از ناپلئون كميسيون عرايض در جوار خود خلق كرد كه الگوي همه پارلمانها شده است، ازجمله پارلمان ما كه كميسيون اصل 90 دارد . پيشرفته بودن كشورها تنها به خاطر دانش و صنعت آنها نيست ، رسيدگي به درد دلها است؛ پيش از آن كه « فرياد » شوند. در برخي از كشورها كمتر از سه روز به نامه مردم ترتيب اثر مي دهند. در اين ممالك رسم نيست كه صاحب نامه را براي اداي توضيح دعوت كنند؛ مديري كه نامه را دريافت مي دارد برحسب اهميت و فوريت نامه، معاون و يا يكي از زير دستان خود را به سراغ شاكي مي فرستد . مسئله تا حل شدن دنبال مي شود و براي حل آن، اگر لازم باشد ضابطه و قانون وضع مي گردد.

 

ناپلئون بناپارت


1934م:دوم اوت 1934 مارشال هيندنبورگ رئيس جمهور آلمان درگذشت و همان روز هيتلر از پارلمان خواست كه با تصويب يک قانون او را «فوهررFuhrer» به معناي رهبر و پيشوا لقب دهد كه هم رئيس جمهور باشد و هم صدر اعظم (رئيس دولت). پل فون هيندنبورگ قهرمان آلمان در جنگ جهاني اول و مارشال اين کشور بود که با مرگ او راه براي قدرت مطلق شدن هيتلر هموار شد.

 

هيندنبورگ مارشال آلمان

 

1927‌م:«يکم ماه اوت» زادروز ارتش آزاديبخش خلق People Liberation Army (چين) است كه بزرگترين نيروي مسلح جهان بشمار مي رود. اين ارتش در اين روز در سال 1927 به عنوان بازوي نظامي حزب كمونيست چين به وجود آمده است. در همين روز در سال 1945، اين ارتش خودجوش نيروهاي متجاوز ژاپن را كه ارتش دولت مركزي چين در طول 12 سال نتوانسته بود متوقف سازد شكست داد و وادار به تسليم شدن كرد.

 

زادروز ارتش آزاديبخش خلق

 

ژنرالهاي چين نيز در يكم اوت 2005 به همين مناسبت ها و هريک به طور جداگانه در برابر واحدهايشان سخنراني كردند. ژنرال «پنگ گوانگ جيان» در سخنراني خود گفت كه تفكر دوران جنگ سرد هنوز جهان را ترك نگفته است و آمريكا نمي خواهد كشورهاي ديگر سريعا پيشرفت كنند. در چنين وضعيتي، نظاميان چين بايد همانند سالهاي گذشته حرف شنو و پيرو آموزشهاي حزب كمونيست باشند. با وجود اين، ما همچنان به قولي كه نزديك به چهل سال پيش «مائو» داد متعهد هستيم و نخستين كشور نخواهيم بود كه از سلاح اتمي استفاده كند. ژنرال ديگر در سخنراني خود اظهار کرده بود: تقويت بنيه نظامي چين يك حق مشروع ما است. در اين دنياي بي قاعده و بي ثبات، تقويت ارتش آزاديبخش چين لازم است و ما در اين راه به حرفهاي ديگران اعتنا نمي كنيم و امنيت وطن را به صلاحديد ديگران وابسته نمي سازيم. ژنرال فو تينگ گويي يكي ديگر از افسران ارشد در نطق خود از افراد ارتش آزاديبخش خلق خواست كه بر يكپارچگي و آمادگي خود را زير نظر حزب (حزب كمونيست چين) بيافزايند زيرا كه هنوز جنبش هاي سوسياليستي از سوي نيروهايي تهديد مي شوند و جهان آن طور كه بايد، امن نيست.

در آن روز اصحاب نظر به مناسبت سالگرد تاسيس ارتش آزاديبخش چين PLA گفته بودند كه بودجه نظامي چين خيلي بيشتر از آن است كه اعلام مي شود. چين ارتش خود را براي جهان قرن 21 تجهيز مي كند و دنبال جنگ افزارهايي نيست كه به سرعت كهنه مي شوند. چين در اين زمينه از تجربه شوروي (سابق) درس گرفته است. چين در حال حاضر بزرگترين خريدار جنگ افزار ساخت روسيه است و با روسيه به توافق كامل دست يافته و دو كشور به دوران اتحاد دهه 1950 بازگشته اند. چين همچنين همه تلاش خود را بكار مي برد تا كدورت و نقار گذشته با هند به فراموشي كامل سپرده شود. چين به اتفاق روسيه مي كوشند كه مانع گسترش نفوذ آمريكا در «اوراسيا» شوند.


1879م:آلبرت اينشتاين دانشمند آلماني متولد 14 مارس 1879 كه به دليل يهودي بودن زادگاه خود را ترك و به آمريكا مهاجرت كرده بود دوم اوت سال 1939 در نامه اي كه براي روزولت رئيس جمهوري وقت آمريكا ارسال داشت به او تاكيد كرد كه ساخت بمب اتمي كاري است شدني . اين نامه روزولت را ترغيب به فراهم ساختن مقدمات توليد بمب اتمي كرد . يك دسته از دانشمندان مربوط دوم دسامبر 1942 ( سه سال بعد ) در دانشگاه شيكاگو موفق به كنترل واكنش هاي زنجيره اي اتم شدند و نخستين بمب اتمي آمريكا در نيمه ژوئيه 1945 در بيابان ايالت نيومكزيكو آزمايش شد و ششم اوت(سه هفته بعد) بر ضد ژاپن بكار رفت.

 

آلبرت اينشتاين

 

1964م:دوم اوت سال 1964 ناوشكن آمريكايي مادوكس Maddox در آبهاي خليج تونكن كه ضلع شرقي ويتنام را تشكيل مي دهد مستقر بود كه دستور يافت سواحل ويتنام شمالي آن زمان را تجسس كند كه چون عملي تحريك آميز بود مورد حمله سه ناوچه گشت ساحلي اين كشور قرار گرفت و چند گلوله به بدنه آن اصابت كرد. فرمانده اين ناو از ناوهواپيمابر تيكوندروگا كه در همان نزديكي بود استمداد كرد و هواپيما هاي تيكوندروگا به پرواز در آمدند و يكي از ناوچه ها را از كار انداختند. در آن روز ناوشكن « ترنر جوي » نيز در خليج تونكن بود.

جانسون رئيس جمهوري وقت آمريكا موضوع را بيش از آن چه كه بود بزرگ كرد؛ مردم را آماده ساخت و مجلس نمايندگان آمريكا پنج روز بعد به اتفاق آراء قطعنامه خود برضد ويتنام شمالي را تصويب كرد كه در سنا نيز به تصويب رسيد و تنها دو سناتور به آن راي مخالف دادند. تصويب اين قطعنامه كه دست جانسون را براي هرگونه عمل نظامي بر ضد هانوي باز گذارد سبب شد كه آمريكا وسيعا وارد جنگ ويتنام شود . ظرف يك سال شمار نيروهاي آمريكا در ويتنام جنوبي به 80 هزار تن و تا سال 1969 به 543 هزار تن رسيد.

 

ناوشكن مادوكس در خليج تونكن ـ اين ناو كه در 1944 ساخته شده بود در 1972 بازنشسته شد


1990م:چند ساعت پس از قطع مذاكرات عراق و كويت بر سر تقسيم درآمد نفت يك منطقه مرزي، ارتش عراق در دومين ساعت بامداد دوم اوت 1990(روزي چون امروز) به كويت حمله برد و برق آسا اين سرزمين را متصرف شد و ضميمه خاك عراق كرد. حمله نظامي با شركت يكصد هزار سرباز، هفتصد تانك، چهار اسكادران هوايي و كل ناوگان عراق آغاز شده بود. امير كويت و خانواده او قبلا به كشور سعودي فرار كرده بودند. كاخ امير، ساختمان وزارت دفاع كويت و چند نقطه حساس ديگر بمباران شد. دفاع، چندان سنگين نبود و تلفات نخستين روز حمله، نسبتا سبك گزارش شده بود. دولت عراق كه از دهها سال پيش از آن، كويت را جزيي از خاك عراق مي دانست پس از استقرار در اين سرزمين شنزار كوچك، آن را يك ايالت عراق اعلام كرد و فرماندار عراقي گمارد. شوراي امنيت سازمان ملل همان روز ضمن تصويب قطعنامه اي عمل دولت عراق به رياست صدام حسين را يك تجاوز آشگار اعلام داشت و خواست كه نيروهاي عراقي فورا و بدون قيد و شرط خاك كويت را ترك گويند. دولت هاي اروپايي و آمريكا حسابهاي بانكي و ذخاير كويت را بلوكه كردند تا عراق اين پولها را دريافت نكند.

 

پيشروي تانکهاي عراقي در خاک کويت (دوم اوت 1990)


1991م:شنبه 31 ژوئيه «لورا بوش» همسر رئيس جمهوري آمريكا در يك كارگاه كشتي سازي بندر « نيوپورت نيوز » ويرجينيا يك زير دريايي اتمي حمله مجهز به دستگاه پرتاب موشك دور برد را تعميد داد و به آب انداخت. هزينه ساخت اين زير دريايي 2 ميليارد و دويست ميليون دلار شده و نام آن « تكزاس » است. چندي پيش هم زير دريايي تازه ديگري به نام « ويرجينيا » به آب انداخته شده بود.

برخي منابع روس گفته اند كه طبق قرار داد ژوئيه سال 1991 گورباچف ـ بوش قرار بود ساخت سلاحهاي استراتژيك دو كشور محدود شود و به همين لحاظ ما از تكميل دو ناو هواپيمابر دست برداشتيم و آنها به صورت آهن قراضه فروختيم ولي دولت آمريكا به آهنگ توليد تسليحات مخصوصا ساخت موشك ضد موشك، ناو هواپيما بر و زير دريايي شتاب بيشتري داده است؛ به همان گونه كه پس از انحلال پيمان ورشو نه تنها اتحاديه اتلانيك شمالي ( ناتو ) را منحل نكردند بلكه اعضاي سابق پيمان ورشو را هم بر آن افزودند. اينجاست كه ما روسها بايد نگران باشيم.

 

زير دريايي تکزاس

 

2005م:ساعت 2 بامداد اول اوت 2005 ملك فهد بن عبدالعزيز ال سعود كه از سال 1982 برجاي برادر متوفايش نشسته و سلطان شده بود در پي ابتلاء به چند بيماري و يك سكته خفيف در دهه گذشته در 82 سالگي درگذشت و برادر ناتني اش پرنس عبدالله 81 ساله بر جاي او نشست و پنجمين سلطان سعودي شد و برادر بعدي نيز وليعهد اعلام گرديد. كشور سعودي تنها كشور بزرگ جهان است كه نام يك خانواده بر آن گذارده شده است. اين كشور بدون پارلمان در سال 1932 استقلال يافته و نفت در نيمه دوم قرن بيستم آن را ثروتمند ساخته است.

طبق يك برآورد، يك چهارم ذخاير نفت جهان در زير شن هاي اين سرزمين قرار گرفته است. فهد كه درگذشت و برجاي برادرش خالد نشسته بود شهرت به دوستي با آمريكا و غرب داشت. در زمان او بود كه نيروهاي آمريكايي در كشور سعودي مستقر شدند. فهد همچنين در چند مورد به خواست آمريكا توليد نفت را تا به آن حد افزايش داد كه بهاي هر بشكه نفت خام به ده دلار رسيد كه روز فوت او (اول اوت 2005) 61 دلار بود.

 

فهد

 

338: پيش از ميلاد فيليپ دوم پادشاه مقدونيه ارتش اتحاديه يوناني ها را كه از نظر شمار بيش از نيروهاي او بودند در «چائه رو نه آ» شكست داد و با تصرف همه يونان مسير تاريخ را تغيير داد.

1492: پادشاه و ملكه اسپانيا دستور اخراج يهوديان را از اين كشور صادر كردند كه جمعي از آنان به استانبول نقل مكان كردند.

1589: هانري سوم شاه وقت فرانسه كه خود را وارد جدالهاي مذهبي كرده بود به دست يك طلبه مسيحي به نام ژاك كلمنت كشته شد.

1696: محمد اول سلطان عثماني به دنيا آمد. سلاطين عثماني ، جز سليم اول و سليمان پسرش مابقي بيشتر اوقات را درگير امور حرمسراي گسترده خود بودند. مادر سلطان قدرت زياد داشت. مقامهاي دولتي بفروش مي رسيد . قتل، و به بردگي گرفتن مردم سرزمين هاي ديگر رواج داشت. اگر وزير اعظم شايسته بود پيشرفتي هم صورت مي گرفت. پيشرفتهاي نظامي اوليه به اين سبب بود كه تركان عثماني عاشق جنگ و نزاع بودند. بقاي عثماني در دو قرن آخر هم نتيجه رقابت قدرتهاي اروپايي باهم بود كه نمي خواستند يكي از آنها عثماني را تصرف كند.

1914: آلمان از بلژيك خواست كه به نيروهاي آلماني اجازه دهد تا از طريق خاك آن كشور به فرانسه حمله برند كه بلژيك پس از مشورت با انگلستان اين درخواست را رد كرد و همان روز نيروهاي آلمان وارد خاك بلژيك شدند و دولت انگلستان نيز به آلمان اعلان جنگ داد.

1939: قانون «Hatch» كارمندان دولت فدرال آمريكا را از فعاليت سياسي در محل كار ممنوع كرد.

1945: كنفرانس سران دول فاتح در پتسدام كه از 17 ژوئيه آغاز شده بود پس از موافقت با تقسيم آلمان و اتريش ميان فاتحان و محاكمه اطرافيان هيتلر و باز گرداندن آلماني ها از خاك لهستان و احاله تعيين مرزهاي لهستان به يك اجلاس بين المللي بكار خود پايان داد.

1967: «كلاد بارنت» كه براي دادن اخبار فعاليت سياهپوستان به رسانه ها و نيز دادن خبرهاي درست از نقاط ديگر به آنان، خبر گزاري Associated Negro Press را تاسيس كرده بود در 78 سالگي درگذشت.

منبع:iranianshistoryonthisday.com



ادامه مطلب...
تاريخ : 2017-03-11 | نویسنده : pagerankfa


روزنامه عناوین روزنامه هاي امروز سه شنبه 29 تیر 1389
تيتر روزنامه

تاريخ و مهلت اصلاح مشخصات و اطلاعات ثبت نامي داوطلبان اعلام شد
لاريجاني در ديدار با بان‌کي‌مون: ايران در مقابل فشارها کوتاه نمي‌آيد
رئيس جمهور: انفجار زاهدان ادامه قطعنامه تحريم است

تيتر روزنامه

رئيس جمهور: ملت ايران با هر سليقه‌اي در برابر تحريم‌ها مي ايستد
وزير نيرو اعلام کرد: 2 طرح بزرگ براي کاهش نيترات آب تهران
بوئينگ و ايرباس جايگزين توپولف شدند

تيتر روزنامه

معاون رئيس جمهور خبر داد: خروج قطعي 106 شرکت دولتي از تهران
مديريت هدفمند ايران خودرو را سودآور کرد
استاندار گيلان اعلام کرد: توليد 2 ميليون و 250 هزار تن برنج در گيلان

تيتر روزنامه

تکذيب وزارت نيرو، پافشاري وزارت بهداشت
ادامه ماراتن واگذاري سايپا
امتيازات جديد مالياتي براي اصناف

تيترروزنامه ها

هشدار! فروش غيرقانوني تجهيزات شنود
انتقال داوطلبانه 15 هزار کارمند از تهران
نامه مديران مسئول 17 روزنامه به رئيس جمهور

تيترروزنامه ها

هفتمين قهرماني جهان واليبال نشسته ايران
براساس مصوبه هيئت دولت؛ استخدام سيگاري‌ها ممنوع شد
خداحافظي 163 شرکت و 15 هزار کارمند با پايتخت

تيترروزنامه ها

ظرف يک ماه آينده صورت مي‌گيرد؛ خروج قطعي 144 شرکت دولتي از تهران
پاسخ منفي به پيشنهاد سناتور آمريکايي براي مذاکره با ايران
وزير نيرو: نيترات آب کنترل شده است

تيترروزنامه ها

رئيس جمهور: اسنادي داريم که نشان مي‌دهد تروريست‌ها توسط ناتو تجهيز و هدايت اطلاعاتي مي‌شوند
هشدار کميسيون انرژي مجلس به دولت براي تحقيق و تفحص از قراردادهاي نفت و گاز
مخالفت کميسيون اجتماعي مجلس با افزايش کمتر از نرخ تورم حقوق بازنشستگان

تيترروزنامه ها

در کارگروه زمين و مسکن دولت بررسي شد؛ تغيير رفتار مالکان در بازار اجاره
مديرعامل مايکروسافت: انقلاب اينترنتي در راه است
بحران در کمين اقتصاد اروپا

تيتر روزنامه ها

وزير امورخارجه پرتغال در گفت‌وگو با سياست روز:من نظرم را گفتم
رئيس جمهور:صدور قطعنامه براي گفت‌وگو با ايران، منطق گاوچراني است
رژيم صهيونيستي به حمله تبليغاتي روي آورده است
ريل‌هاي منقطع بدون سوت لوكوموتيو

تيتر روزنامه ها

طرح مجلس براي خروج آگهي از انحصار روزنامه دولت
فرانسه در آتش نظاميان در جنوب مستقر شدند
اصناف در 30 استان نمايشگاه عرضه مستقيم کالا برگزار مي‌کنند

تيتر روزنامه

اظهارات متناقض پيرامون آلودگي آب تهران
رونق ساخت و ساز در بافتهاي فرسوده
استخدام معتادان به دخانيات در دستگاه‌هاي اجرايي ممنوع شد

تيتر روزنامه

فروزنده اعلام کرد: 144 شرکت از تهران رفته‌اند؛ بازنشستگان هم تهران را ترک مي‌کنند
از اواخر مرداد ماه کليد مي‌خورد؛ واگذاري سهام عدالت کارگران در 4 مرحله
وزير نيرو: آلودگي ‌آب تهران به خاطر آلودگي کلانشهر است

 

 

 



ادامه مطلب...
رپورتاژ
فال حافظ
سرویس VOIP
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین
بهترین مطالب در سایت تفریحی دلبرانه
فست سئو یعنی استراتژی، نظم و صبر
طراحی سایت برای شرکت های ایده محور
مهاجرت به آمریکا
تهران من
سیستم دکوراسیون برترین آتلیه عروس های کشور سوئد در تبلت شما
پارتیشن
اهداف و تاکتیکها در تبلیغات اینترنتی
لادین

لینک های مفید
آموزش عکاسی | برنامه بدنسازی | آموزش مجازی | آبنما | آگهی رایگان | متخص زنان و زایمان | بیوگرافی 98 |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.